این چه رنگ و رخسار است گلشن جمال است این
این چه قدر و رفتار است غایت کمال است این
پیش روی تابانت جلوه تجلی چیست
آفتاب و ماه است آن پرتو هلال است این
با دهان می نوشت نیست غنچه را نسبت
چشمه حیاتست آن ساغر سفال است این
می کنی گه استغنا می کنی گهی دشنام
شیشه شراب است آن شربت وصال است این
از خود انجمن کردن می ز خون دل خوردن
بزم پایدار است آن عیش بی زوال است این
از زمین چه می جویی وز فلک چه می خواهی
گنبد طلسم است آن چادر خیال است این
از غمت چو نقش پا خاک می کنم بر سر
وه چه روزگار است آن آه این چه حال است این
همنشین مرا با تو هر که دید می گوید
پیر کهنه کار است آن شوخ خردسال است این
هر کجا تو می باشی سیدا بود آنجا
یوسفی و مصر است آن هندو خاکمال است این
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییها و جذابیتهای معشوق پرداخته است. او با استفاده از تشبیهات مختلف نشان میدهد که معشوق چقدر زیبا و کامل است. به توصیف ویژگیهای ظاهری و باطنی او اشاره میکند و میگوید که حضور او همه چیز را زیباتر میکند. شاعر در ادامه به کنایههایی درباره اختیار و تناقضات در رفتار معشوق میپردازد و از تاثیر این زیبایی و عشق بر وجود خود سخن میگوید. در نهایت، شاعر به ارتبط عمیق خود با معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او دنیای جدیدی را برایش خلق کرده است.
هوش مصنوعی: این چه زیبایی و چه جلوهای است که در گلشن جمال مشاهده میشود! این چه عظمت و چه حرکتی است که نشاندهنده نهایت کمال است!
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیباییهایی میپردازد که در مقابل چشم قرار دارد. در اینجا، تابش نور خورشید و ماه به عنوان نمادهای زیبا و درخشان معرفی شدهاند. این نور و تابش، جلوهای از زیبایی و روشنی را به نمایش میگذارد. هلال نیز به عنوان بخشی از این زیبایی و درخشش مورد اشاره قرار گرفته است. به طور کلی، شاعر از زیباییهای طبیعی و درخشش آنها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر زندگیاش به چشمه وابسته است و این ساغر از سفال، نماد آن است که با کلمات نمیتوان این حقیقت را بیان کرد.
هوش مصنوعی: تو گاهی خود را بینیاز نشان میدهی و گاهی دیگران را دشنام میدهی. شیشهی شراب همان شربت وصال است.
هوش مصنوعی: به یادگیری و اتحاد فکری دیگران، پایبند و متکی به احساسات عمیق خود میباشد. اگرچه از درد و رنج تجربه شده است، جشن و خوشیای که به واسطه این ارتباطات ایجاد میشود، پایدار و همیشگی خواهد بود.
هوش مصنوعی: از زمین چه چیزی را جستجو میکنی و از آسمان چه چیزی را میخواهی؟ آن گنبد آسمان مانند چادری است که خیالی بیش نیست.
هوش مصنوعی: از غم تو، مانند کسی که بر خاک پا میگذارد، بر سر خود خاک میریزم. وای از این روزگار، آه! چه حالی دارم!
هوش مصنوعی: هر کسی که ما را در کنار هم ببیند، میگوید این مرد پیر و باتجربه است و آن فرد جوان و بازیگوش است.
هوش مصنوعی: هر جا که تو حضور داری، آن مکان برای من مانند سرزمین یوسف و مصر میشود. در برابر این عظمت، خاکمالی و حقارت دیگران نمایان میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.