همنشین زنبورم خانه پر عسل دارم
تربیت گر نیشم نوش در بغل دارم
گرد شیشه عیشم آسمان نمی گردد
چون فلاخن از دوران سنگ در بغل دارم
همچو واعظ از دنیا می کنم شکایت ها
می روم ز دنبالش علم بی عمل دارم
سر به جیب چون غنچه برده ام در این گلشن
قانعم به خون دل عیش بی بدل دارم
فکر روز آینده کرده ام ز سر بیرون
از ابد نمی ترسم بیم از ازل دارم
بهر رزق در پیری می کنم ترددها
بر چگونه خواهد داد کشت بی محل دارم
همچو آسیا بر من نیست یک دم آرامی
بهر روزیی مردم روز و شب جدل دارم
از بهار پیریها چون خزان نیم غمگین
همچو سرو سرسبزم طالع عمل دارم
بی تردد از گردون می رسد مرا روزی
شکرلله از ایام طبع بی کسل دارم
حرف پوچ نادان را چاره جز خموشی نیست
ساده لوحم و بنگر با فلک جدل دارم
سیدا عصای من با شکست پیوند است
من کجا توانم رفت رهنمای شل دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای شاعر میپردازد. او از زندگی خود به عنوان یک زنبور عسل سخن میگوید و میگوید که خوشیها و تلخیها را در آغوش دارد. شاعر به آلام و مشکلاتی که از دنیا میکشد اشاره میکند و در عین حال از ایمان و قناعت خود به زندگی میگوید. او به دنبال روزی است و تجربههایش در پیری را بازگو میکند، در حالی که سختیهای زندگی را به گردن میگیرد و با صبر و شجاعت به راه خود ادامه میدهد. شاعر به علم و عمل، داشتن امید به آینده و بیاعتنایی به حرفهای بیمحتوا اشاره میکند و در نهایت از وابستگی به عصا و مشکلات خود مینالد. در کل، شعر نشاندهندهی تلاش و صبر در برابر چالشهای زندگی است.
هوش مصنوعی: دوست نزدیک من زنبور است و در خانهام عسل زیادی دارم. در عین حال، اگر به من نیش بزند، در کنارم چیزی شیرین و خوشمزه دارم.
هوش مصنوعی: شادی من مانند پرواز در آسمان نیست، زیرا در دلم سنگینی و سختیهای بسیاری دارم که مرا محبوس کردهاند.
هوش مصنوعی: من مانند یک واعظ از دنیا شکایت میکنم، اما در عمل، پیرو آن نیستم و فقط به علم بدون عمل اکتفا میکنم.
هوش مصنوعی: در این گلزار که پر از زیبایی است، همچون غنچه سرم را به جیب بردهام و از درون خودم به خاطر تلخیهایم راضی هستم زیرا از این رنج و سختی، لذت بینظیری میبرم.
هوش مصنوعی: من برای آیندهام برنامهریزی کردهام و از زندگی جاودانه نمیترسم بلکه از ابتدا و آغاز زندگی هراس دارم.
هوش مصنوعی: در سالهای پیری، به دنبال تامین روزی هستم و در این راه به هر جایی میروم. اما میدانم که نشانههای کمینی را که در این مسیر وجود دارد، جدی نمیگیرم.
هوش مصنوعی: هرگز لحظهای آرامش ندارم، همچون آسیاب که همیشه در حال چرخش است. هر روز و شب درگیر جدل و نزاع با مردم هستم.
هوش مصنوعی: در فصل پیری مانند فصل خزان نیستم و غمگین نیستم؛ بلکه مانند یک سرو سرسبز، به نشاط زندگی و عمل خود ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: بدون هیچ وقفهای از آسمان روزی به من میرسد که سپاس خدا را میگویم، زیرا در روزهای زندگیام از خستگی دور هستم.
هوش مصنوعی: حرفهای بیاساس و نادان را نمیتوان پاسخ داد و بهترین واکنش سکوت است. من سادهلوح هستم و ببین که با آسمان در حال جدل و بحث هستم.
هوش مصنوعی: من به پیوندی که با عصای خود دارم وابستهام و نمیتوانم بدون راهنمایی و هدایت کسی به جلو بروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میپرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم
همچو دانهٔ انگور شیشه در بغل دارم
گر دهند بر بادم رقص میکنم شادم
خاک عجز بنیادم طبع بیخلل دارم
آفتاب در کار است سایه گو به غارت رو
[...]
نوبهار ایجادم رونق حمل دارم
همچو گلبن معنی غنچه در بغل دارم
داده تا مرا رخصت مرشد خراباتم
غیر ملت عشاق کی غم ملل دارم؟!
زلف او نمیگردد مانع جنون من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.