باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند
جامه برگ کرم چون سرو بر دوشم کند
سرو قدی کو که آید جا در آغوشم کند
یاد عمر رفته از خاطر فراموشم کند
می روم از بزم می ناخورده آن ساقی کجاست
دست من بندد سبوی باده بر دوشم کند
ساغرم چون کاسه گرداب عمری شد تهیست
نیست در دریا حبابی رفته سرپوشم کند
چون کمانی حلقه سازم گوشه گیری اختیار
پیش از آن ساعت که دوران خانه بر دوشم کند
در چمن مشت پر من لایق تکلیف نیست
باغبان را به که از خاطر فراموشم کند
سیدا از شادی و غم فارغ است آئینه ام
گر به زر گیرد سپهرم ور نمد پوشم کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و تنهایی شاعر اشاره دارد. شاعر در جستجوی باغبانی است که گلها را در آغوشش بگیرد و یاد زندگی را از خاطرش بزداید. او به خاطرات گذشته فکر میکند و آرزو دارد که از بزم مینوشیده و در کنار ساقی باشد. شاعر از خالی بودن ساغرش و احساس بیپناهیاش شکایت میکند و احساس میکند که زمان بر روی دوشش سنگینی میکند. او همچنین به ناکامی خود در دنیای بیرونی اشاره میکند و به باغبان میگوید که فراموشش نکند. در پایان، به دوگانگی شادی و غم اشاره میکند و از آینهای سخن میگوید که میتواند واقعیتها را به او نشان دهد.
هوش مصنوعی: کیست که بیاید و گل را در آغوش من بگیرد و مانند سرو، به من برگی که کرمزده است بپوشاند؟
هوش مصنوعی: دختری با قامت بلند و زیبا که میتواند در آغوشم باشد، یاد روزهای گذشته و گذشت زمان را از ذهنم دور میکند.
هوش مصنوعی: من از محفل میروم، در حالی که آن ساقی که میخواست، هنوز نیست. ای کاش دستم را بگیرد و پیاله شراب را بر دوشم بگذارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که حجم زندگی من مانند یک کاسه گرداب خالی شده است و در آن هیچ جانی وجود ندارد. انگار که در دریای زندگی، حبابی از امید یا نشاط به وجود نیامده و حالت سرپوشی بر روی آن گذاشته شده است.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه زندگی سخت و سنگین شود، تصمیم میگیرم مانند کمانی که دور خودش حلقه میزند، گوشهگیری را انتخاب کنم.
هوش مصنوعی: در باغ، گلهای من به حدی نازک و لطیف هستند که باغبان نباید به آنها بیتوجهی کند و فراموششان کند.
هوش مصنوعی: آدمی که در شادی و غم غرق نشده و خود را از این احساسات آزاد کرده، اگر دستش به طلا برسد، میتواند مانند آینهای باشد که نور را بازتاب میکند و اگر به او لباس بیفزایند، میتواند خود را پنهان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرمه در چشمی نمی بینم که خاموشم کند
باده از جامی نمی نوشم که مدهوشم کند
می کشم خمیازه همچون هاله شبها تا به روز
چرخ شاید ماهرویی را در آغوشم کند
کرده ام چون سرو نام خود به آزادی علم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.