عالم به چشم مستان چون آب می نماید
این شوره زار در شب مهتاب می نماید
موی سفید پیران شد تازیانه عمر
بحر از تحرک موج سیماب می نماید
هر کاسه حبابی در بحر ناخدایست
در چشم ناشناور گرداب می نماید
درویش پادشاهی دارد به کلبه خویش
غم بر دل گدایان اسباب می نماید
از عشق غیر نامی در هیچ دل نمانده
این شیر آدمی خوار در خواب می نماید
از اشک زاد راهی بر خویش کن مهیا
دامان این بیابان بی آب می نماید
خطت چو اهل محشر برداشت سر ز بالین
چشمت هنوز خود را در خواب می نماید
هر کس که ابرویت دید آورد سجده شکر
تیغ تو در نظرها محراب می نماید
پهلو به داغ هجران چون سیدا نهادم
در چشم بی بصیرت سنجاب می نماید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و مفهوم عمیق عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر به تشبیه عالم و دنیا به آب مستانه پرداخته و میگوید که واقعیتها در نگاه انسانها بسیار متفاوت و پیچیده به نظر میرسد. تصاویری از گذر زمان، پیر شدن و تأثیر آن بر زندگی نیز وجود دارد. عشق و احساسی که در دلها شکل میگیرد و غم و خوشیهایی که بر زندگی سایه میاندازند، از مضامین دیگر شعر هستند. شاعر به توصیف حالاتی میپردازد که در آن، دنیای مادی و معنوی در هم تنیدهاند و احساسات عمیق انسانی به تصویر کشیده میشوند. در نهایت، اشاره به زیباییهای ظاهری، صفای دل و جستجوی حقیقت، ابعاد مختلف زندگی انسان را بررسی میکند.
هوش مصنوعی: در چشم افرادی که مست هستند، دنیا به شکل زیبا و دلفریب به نظر میرسد و این دشت خشک و بیثمر در روشنایی ماه، جلوهای خاص پیدا میکند.
هوش مصنوعی: موهای سفید افراد سالخورده نشاندهنده گذر زمان و تاثیر عمر بر آنهاست؛ در همین حال، دریا با امواج خود همچنان به حرکت ادامه میدهد و زندگی به جریان خود ادامه دارد.
هوش مصنوعی: هر حبابی که در آب دیده میشود، به نوعی نشانهای از وجود یک مقصود یا راهنماست؛ اما برای کسی که آن حباب را نمیشناسد، ممکن است به شکل یک گرداب ناامن به نظر بیاید.
هوش مصنوعی: به درویش، که در کلبهای کوچک زندگی میکند، قدرتی شگرف داده شده است. او با دلسوزی و محبت به فقرا کمک میکند و برای آنها وسایل و امکاناتی فراهم میآورد تا غم و رنج آنها کاهش یابد.
هوش مصنوعی: در دل هیچ کس اثری از عشق دیگری باقی نمانده است، این انسان مانند یک شیر در خواب، به آرامی و بیخبر از واقعیتها زندگی میکند.
هوش مصنوعی: از اشکهای خود راهی بساز و آماده شو، زیرا این بیابان که هیچ آبی ندارد، مانند دامن گشادهای به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات را از روی بالین چشمت برمیداری، انگار که هنوز در خواب هستی و از آن حالت برنمیخیزی.
هوش مصنوعی: هر کسی که ابروی تو را ببیند، به شکرانهاش به سجده میرود. تیغ تو در چشمها مانند محرابی جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: در دل درد جدایی، مانند یک پرچم در کنار آتش، احساساتم را به نمایش گذاشتم و آن را در چشم سنجابی که نمیبیند، میگذارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.