ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد
ز شب تا صبح مشک سوده سنبل بر سرم ریزد
مهیا کرده ام ای گل برای سوختن خود را
شرار از شعله آواز بلبل بر سرم ریزد
ز جوی آرزوی خویش تر ناکرده انگشتی
غبار حادثات از سایه پل بر سرم ریزد
به یاد زلف او شبها کنم از سایه بالین را
پریشانی شود سبز و چو کاکل بر سرم ریزد
به دوشم سیدا تا میرعادل سایه افگن شد
به گلشن پا گذارم باغبان گل بر سرم ریزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از زیبایی و محبت او سخن میگوید و به نحوی نمادین، جزئیاتی چون گل، مشک، و بلبل را برای بیان عشق و آرزوهایش به کار میبرد. او خود را برای سوختن در عشق آماده کرده و از غم و نگرانیهای زندگی سخن میگوید. در نهایت، شاعر به یاد زلف معشوق خود، شبها را بیدار میماند و در خیال او غرق میشود، در حالی که میخواهد به گلشن عشق وارد شود و با زیباییهای آن دل شاد کند.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی تو، سکههای طلا بر سرم میبارد و از شب تا صبح، عطر مشک و گل سنبل بر سرم پراکنده میشود.
هوش مصنوعی: ای گل، من برای سوختن خودم آمادهام. صدای بلبل همچون شعلهای بر سرم میبارد.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهای خود، در زندگی به مشکل برخوردهام و غبار حوادث و مشکلات، مانند بارانی از سایه پل، بر سرم میریزد.
هوش مصنوعی: هر شب به یاد موهای او، بالشم به هم ریخته میشود و حالتی آشفته به خود میگیرد، درست مثل اینکه شاخههای سبز و زیبایی بر سرم بریزد.
هوش مصنوعی: من با عزت و احترام به سمت فردی شایسته و عادل میروم، و هنگامی که وارد باغی شگفتانگیز میشوم، باغبان بر سرم گلهای زیبا میپاشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.