گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵۶

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد

دل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد

تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری

ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد

رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته

کز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

کودن امدن یعنی کودن شدن و این درست مثل
become stupid است یعنی شدن از امدن ساخته شده است

سعید نوشته:

نک کوتاه شده و چکیده اینک است اما به معنی ناله هم زیاد به کار میرود البته کنار نال و بصورت نک ونال

امین کیخا نوشته:

به لری نرکیدن صدای غرش شیر و گاو نر می باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام