گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۶۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای

نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام

ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!

آه که تو دوش کرا بوده‌ای!

رشک برم کاش قبا بودمی

چونک در آغوش قبا بوده‌ای

زهره ندارم که بگویم ترا

« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

یار سبک روح! به وقت گریز

تیزتر از باد صبا بوده‌ای

بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد

باش که تو بنده بلا بوده‌ای

رنگ رخ خوب تو آخر گواست

در حرم لطف خدا بوده‌ای

رنگ تو داری، که زرنگ جهان

پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای

آینهٔ رنگ تو عکس کسیست

تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » نوا (مرکب خوانی) » تصنیف "جان جهان"

محمدرضا شجریان » طریق عشق » تصنیف جان جهان

احمد شاملو » غزلیات مولوی » جان جهان دوش کجا بودی

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۳۵۴ » (ابوعطا) (۱۵:۲۴ - ۱۶:۵۸) نوازندگان: عبدالوهاب شهیدی (‎بربط عود) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: مولوی (غزل) مطلع شعر آواز: جام جهان دوش کجا بوده ای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مرتضی نوشته:

مصرع اول از بیت اول “کجا بوده ای” صحیح است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

صفا نوشته:

بیت نهم ، ز رنگ صحیح است .

👆☹

امرتات نوشته:

درود.
در بیت پنجم مصرع دوم بی من بی چاره چرا بوده ای؟ درست است یا بی من بی چاره کجا بوده ای؟

👆☹

هلیا نوشته:

مصراع اول بیت اول “جان جهان” صحیح است.
مصراع دوم بیت هفت “بند بلا ” صحیح است

👆☹

معین نوشته:

بیت پنجم، مصرع دوم؛ « بی من بیچاره کجا بوده‌ای؟! » صحیح است.

👆☹

مژگان نوشته:

در بیت پنجم کلمه زهره حرف “ز” چگونه تلفظ میشود؟بافتحه؟
معنی آن در این بیت یعنی چه؟

👆☹

شمس الحق نوشته:

زهره به فتح [ز] دوست محترم از لغت پهلوی zahrak اخذ شده و به معنی کیسه زرداب یا همان کیسۀ صفرا است و قدما معتقد بودند که ترس شدید موجب ترکیدن این کیسه می شود و می گفتند زهره ترک شد . به معنی جرأت و دلیری هم آمده است و در این بیت یعنی جرأت ندارم دوست عزیز توصیه میکنم هر کلمه ای را که معنی آنرا خواستید روی آن کلمه دو بار کلیک کنید مستقیماً شما را میبرد به لغت نامه دهخدا و سایر لغت نامه ها مثل عمید و غیره . درود بر شما .

👆☹

امیدی نوشته:

راستی
گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی که شنودی؟

👆☹

دیاکو رحمانی نوشته:

در مصرع دوم بیت هفتم تصور می کنم باید به جای “بنده” از “بندِ” استفاده شود در معنی متوقف کننده و نگهدارنده ی بلا.

👆☹

محمدرضا نوشته:

لطفا معنی مصرع دوم از بیت اول را بنویسید. ممنون

👆☹

محمد شاملو نوشته:

محمد رضای عزیز مصرع اول این غزل سوالی است و بلا فاصله شاعر متوجه می شود مه سوال اساسا اشتباه اشت چو متوجه می شود که با خود شاعر بوده و در دل او جای داشته پس به اشتباه خود پی برده و جواب سوال خودش را می دهد

👆☹

محمد شاملو نوشته:

با دیاکو رحمانی موافقم

👆☹

عبد کریم نوشته:

آهنگ بی نظیر پرویز مشکاتیان با صدای بی نظیر استاد در مجموعه نوا را از دست ندهید.

👆☹

احمد رضا نوشته:

لطفا بگید این غزل رو واسه کی سروده؟؟
و معنی و تفسیر بیت آخر لطفا “آینه ای رنگ …”

👆☹

جواد نوشته:

نمی‌دونم چرا پر است از غلط املایی! به نظرم در شان سایت گنجور نیست!

👆☹

ناشناس نوشته:

اصلاح املایی بعضی غلط‌ها:
جان جهان_که را_تو را_چون که_بند_آینه‌ای_ز رنگ.

سپاسگزارم.

👆☹

شجاع الدین شقاقی نوشته:

سکینه ی دل

۱- یک دلی و عاشق و آسوده ای
فارغ از این هستی و پالوده ای

۲- رشک به آرامش ِ دل می برم
عشق ِ خدا داری و آلوده ای

۳- جام ِ دل و آینه ی خود زدود
بی لکه و پاک و ز هر دوده ای

۴- ساکنی و سائلی و سکینه
هستی و هم صاحب ِ ما بوده ای

۵- پیش ِ من و همدمی و با منی
پاکتر از هر غش و نالوده ای

۶- عالِمی و خالق ِ ما پیش ِ توست
نزد ِ خدا هستی و شالوده ای

۷- بود و نبودَستی و غایت تویی
آیتی و پیش ِ خدا ، سوره ای

👆☹

کاظم نوشته:

مصرع اول از بیت آخر “آینه ای نقش تو عکس کسی ست” صحیح تر بنظر میاید

👆☹

کاظم نوشته:

مصرع اول از بیت هشتم “رنگ نداری تو ز رنگ جهان” در رابطه با وزن و معنی صحیح است

👆☹

هاشمی نوشته:

در بیت پنجم «چرا» درست است
بی من بیچاره چرا بوده ای؟
در تصحیح فروزانفر نیز همین کلمه آمده است.
یعنی اینکه چگونه توانسته‌ای بی من باشی یا چرا بی من بوده‌ای؟
نمی‌دانم بر چه اساسی در خوانش شعر توسط شجریان این کلمه عوض شده است.
تغییر این کلمه به «کجا» معنای شعر را به هم میریزد.
و حتی می‌توان گفت مقداری معنای شعر را مبتذل می‌کند.

👆☹

داود نوشته:

در بیت نهم (یکی مانده به آخر) مصرع اول
“ز رنگ” اشتباها به هم چسبیده و “زرنگ” نوشته شده است.

👆☹

فرهاد نوشته:

مصرع اول بیت آخر بدین گونه صحیح است:
آینه ای؟ رنگ تو عکس کسیست…
سپاس

👆☹

گمنام نوشته:

احند رضای گرامی،
به نظر می آتد برای شمس سروده باشد، شمس به قول امروزی ها به ” ددر ” رفته بوده است و شاعر نخست ناباورانه به رفع و رجوع بر می خیزد ، سر انجام اما به خود می قبولاند که با دیگری بوده است و می فرماید : آیینه ای ! رنگ تو عکس کسی است !!!
تو ز همه رنگ جدا بوده ای .
دریغا که گویا دیر بوده است!!!

👆☹

فرشته نوشته:

عالی….
در فراق هر کی سروده باشه عالی…

👆☹

محمد نوشته:

در بیت هفتم به نظر می رسد که «باش تو که بند بلا بوده‌ای» صحیح باشد.
در چاپ نشر هرمس بر اساس نسخۀ فروزانفر نیز به همین صورت آمده است.

👆☹

علی نوشته:

جان و جهان! غلط است .

جان جهان . [ ن ِ ج َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خطابی است بمعشوقه :
بس بناگوش چو سیماکه سیه شد چو شبه
آن ِتو نیز شود صبر کن ای جان جهان .

فرخی .

بگشای بشادی و فرّخی
ای جان جهان آستین خی
کامروز بشادی فرارسید
تاج شعرا خواجه فرّخی .

👆☹

مریم نوشته:

در بیت آخر “آینه ای” صحیح است

👆☹

هومن نوشته:

در بیت چهارم : چون که درست است نه چونک لطفا تصحیح کنید.

👆☹

نازنین نوشته:

sarimusic.org/56030/شکیلا-جان-جهان/
آهنگ با صدای شکیلا

👆☹

هادی نوشته:

با سلام. منظور از بیت آخر چیه و چطور تلفظ میشه؟آینه ای؟ یا آینه ْی؟

👆☹

محمدرصا نوشته:

اول اینکه از ۳۰ نوشته بالا ۲۵ تا درباره غلط املایی و اینجا چنین است و آنجا چنان است… دریغ از اینکه خود را از واژه ها رها و به معانی بپردازیم.
اما در جواب دوست اخر… می فرماید آنچه از شمایل تو پیداست تصویر دیگری است غیر از آن رنگ رخساره معمولی. نگاره ای بیش از تصویر یک انسان…. براستی او که بود؟

👆☹

رضا نوشته:

در بیت آخر معنا میشود که تو مثل اینه ای و هرکس تورا ببیند خود ه خود را دیده و یا اینکه تو برعکس دیگرانی و همگان هرطور هستند تو متفاوتی! در آخر می فرماید: تو بی رنگی یا شاید باید گفت به نوعی با همه فرق داری و هرکس رنگی دارد و تو اما چیز دیگری!

👆☹

رامین رادمهر نوشته:

در کتاب نیمه پنهان وجود نوشته دبی فورد دیدن صفات رذیله در دیگران رو وجود آن صفت در خود فرد عنوان میکنه . از طرفی توجه به صفات نیکو در دیگران را تمایل به رسیدن فرد به آن صفت نیکو عنوان میکنه . به نظر من آفریده های خدا همه به شیوه ای بسیار خردمندانه در کنار هم جمع شده اند تا همدیگر را تکمیل کنند ، با بررسی نوع دیدگاه خودمان به دیگران بتوانیم به خودشناسی برسیم . دکتر سروش در بررسی کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک با تمسک به بیت آخر این شعر زیبا :
آینهٔ رنگ تو عکس کسیست

تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای
میگه رنگ خدا بی رنگیست و آنچه از خدا در تصور توست ،حاصل نوع صفت غالب توست .
سپاس بسیار از حاشیه هایی که نوشتید . دوستانی دوستداشتنی هستید همه

👆☹

آرامش نوشته:

سلام به دوستان عزیز. فکر می‌کنم منظور از بیت :آینه ای رنگ تو عکس کسی ست، تو ز همه رنگ جدا بوده ای. این باشد که : آینه به خودی خود نمیتواند تصویری را منعکس کند و باید قسمتی از ان را رنگ یا همان جیوه اندود کنند تا بتواند انعکاس داشته باشد. به گمانم این باشد که میگوید تو بسیاز زلالی و مانند آینه ای خام میمانی و من میدانم این رنگ تو از کسی متشعشع میشود یه جورایی متفکرانه دارد می اندیشد که این رنگ از کجاست از چیست و بعد، هان بر خودش میزند که نه نه نه تو ز همه رنگ جدا بوده ای یعنی اینکه تو از تعلقات پلید و نامبارک مبرا هستی و این رنگ نمیتواند رنگ بدی ها باشد و سپس به زیبایی هر چه تمام تر با خرسندی میگوید :رنگ رخ خوب تو آخر گواست… در حرم لطف خدا بوده ای
آهان پیدا کردم یافتم پس بگو تو مورد لطف خداوند هستی و این رنگ را از انجا گرفته ای و چون رنگ تو ( یعنی درون و برون تو، احساسات و لطایف تو، طبع تو) خوب و پاک است پس تو جلوه ای از خدا هستی. و رنگی از خدا و نمودی از خدا را منعکس میکنی.
حسم این بود که مقصود چنین است

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.