گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب

عود را درسوز و بربط را بکوب

این ننالد تا نکوبی بر رگش

وان دگر در نفی و در سوزست خوب

مجلسی پرگرد بر خاشاک فکر

خیز ای فراش فرش جان بروب

تا نسوزی بوی ندهد آن بخور

تا نکوبی نفع ندهد این حبوب

نیر اعظم بدان شد آفتاب

کو در آتش خانه دارد بی‌لغوب

ماه از آن پیک و محاسب می‌شود

کو نیاساید ز سیران و رکوب

عود خلقانند این پیغامبران

تا رسدشان بوی علام الغیوب

گر به بو قانع نه‌ای تو هم بسوز

تا که معدن گردی ای کان عیوب

چون بسوزی پر شود چرخ از بخور

چون بسوزد دل رسد وحی القلوب

حد ندارد این سخن کوتاه کن

گر چه جان گلستان آمد جنوب

صاحب العودین لا تهملهما

حرقن ذا حرکن ذا للکروب

من یلج بین السکاری لا یفق

من یذق من راح روح لا یتوب

اغتنم بالراح عجل و استعد

من خمار دونه شق الجیوب

این تنجو ان سلطان الهوی

جاذب العشاق جبار طلوب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

جهت به فارسی علاوه بر سو ، کست هم نوشته میشده است ریشه انگلیسی این کلمه هنوز مانده است چهار سوی اصلی کست خوراسان کست خوربران مغرب کست نیمروزجنوب و کست اباختر شمال است به عربی هم شمال به معنی چپ است و شمال جغرافیایی

امین کیخا نوشته:

اما به خوشنودی شمس الحق بزرگوار یک لغت زیبا می نویسم لغوه که بیماری ایست که ترمور به انگلیسی می گویند لغتش فارسی است زیرا
لغوه در واقع رغوه بوده است و اینجا به خاطر شباهت به رغوه عربی به معنی کف از ان چشم پوشی شده است (احتمالا) و رغوه از rec یا dek است که اولی در لری به معنی تکان خوردن است بصورت رکان ( تکان ) و دکان dekan به همان معنی در کردی و لری . در عربی هم همین لغت بصورت وامواژه هست مثل رجتrogat که به معنی تکان خورد است . اما خود ترمور هم با گردانش های خردک به این لغت می ماند .

شمس الحق نوشته:

امین جان
دیروز دانستم که مصدر میشود مامواژه به معنی واژه مادر و امروز می فرمایی وامواژه . آیا خطای تایپ است و یا این کلمه ای دیگر است . می بینی که چه شاگرد باهوشی داری .

شمس الحق نوشته:

پس دکتر این همان پارکینسون است .

امین کیخا نوشته:

شمس الحق وامواژه یعنی الفاظ الدخیل و گونواژه یعنی صفت و چونواژه یعنی صفت

امین کیخا نوشته:

لغوه درواقع essential tremur است پارکینسون هم ترمور دارد ولی در واقع سازوکار پیدایشش متفاوت است

امین کیخا نوشته:

با پوزش شمس الحق جان گونواژه یعنی صفت و چونواژه یعنی قید و کارواژه می شود فعل

کانال رسمی گنجور در تلگرام