گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۰۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

هست امروز آنچ می‌باید بلی

هست نقل و باده بی‌حد بلی

هست ای ساقی خوب از بامداد

کان شیرینی بنامیزد بلی

آفتاب امروز گشته‌ست از پگاه

ساقی صد زهره و فرقد بلی

شد عطارد مست و اشکسته قلم

لوح شست از هوز و ابجد بلی

مطرب ناهید بربط می‌نواخت

هر چه می‌گفت آن چنان آمد بلی

دفتر عشقش چو برخواند خرد

پرشکر گردد دل کاغذ بلی

گشت حاصل آرزوی دل نعم

گشت هر سعدی کنون اسعد بلی

چونک سلطان ملاحت داد داد

داد بستانیم از هر دد بلی

بس کنم کاین قصه‌ای بی‌منتهاست

کز سخن دیگر سخن زاید بلی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

قافیه کل شعر حرف - د - است. اما قافیه بیت ششم حرف - ذ - است. به نظرم این صحیح باشد :
“… دفتر عشقش چو برخواند خرد کانِ (به معنای دکان) کاغذ پرشکر گردد بلی …” و یا “… جانِ کاغذ پرشکر گردد بلی …”
با تقدیم احترام به شما عزیزان که چنین کار بزرگی برای ادبیات پارسی کرده اید.

پاسخ: با تشکر، در گذشته (گویا به دلیل آن که در فارسی حرف «ذال» تلفظی جدای از «ز» داشته و تلفظش به «دال» نزدیک بوده، اگر اشتباه نکنم) حرف ذال را با دال قافیه می‌آورده‌اند. نمونه‌هایش را زیاد می‌بینید، از جمله در این غزل مولوی که «لذیذ» و «نبیذ» را را با «پدید» و «خرید» همقافیه گرفته. از این رو، موردی که اشاره فرمودید هم باید از آن دست باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام