گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۰۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بوی مشکی در جهان افکنده‌ای

مشک را در لامکان افکنده‌ای

صد هزاران غلغله زین بوی مشک

در زمین و آسمان افکنده‌ای

از شعاع نور و نار خویشتن

آتشی در عقل و جان افکنده‌ای

از کمال لعل جان افزای خویش

شورشی در بحر و کان افکنده‌ای

تو نهادی قاعده عاشق کشی

در دل عاشق کشان افکنده‌ای

صد هزاران روح رومی روی را

در میان زنگیان افکنده‌ای

با یقین پاکشان بسرشته‌ای

چونشان اندر گمان افکنده‌ای

چون به دست خویششان کردی خمیر

چونشان در قید نان افکنده‌ای

هم شکار و هم شکاری گیر را

زیر این دام گران افکنده‌ای

پردلان را همچو دل بشکسته‌ای

بی دلان را در فغان افکنده‌ای

جان سلطان زادگان را بنده وار

پیش عقل پاسبان افکنده‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام