این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی
یادآوردی جهان را ز آنک در سر داشتی
زلف کفر و روی ایمان را چرا درساختی
ز آنک قصد مؤمن و ترسا و کافر داشتی
جان همیتابید از نور جلالت موج موج
ز آنک تو در بحر جان دریا و گوهر داشتی
پیش حیرتگاه عشقت جمله شیران در طلب
بس که لرزیدند و افتادند و تو برداشتی
هم تو جان را گاه مسکین و اسیر انداختی
هم تواش سلطان و شاهنشاه و سنجر داشتی
صد هزاران را میان آب دریا سوختی
صد هزاران را میان آتشی تر داشتی
در یکی جسم طلسم آدمی اندر نهان
ای بسی خورشید و ماه و چرخ و اختر داشتی
در چنین جسم چو تابوتی میان خون و خاک
این شهید روح را هر لحظه خوشتر داشتی
آفتابا پیش تو هر ذرهای کو شکر کرد
مر دهان شکر او را پر ز شکر داشتی
از نمکهای حیاتت این وجود مرده را
تازه و خوش بو چو ورد و مشک و عنبر داشتی
شمس تبریزی ز عشقت من همه زر میزنم
ز آنک تو بالا و پست عشق پرزر داشتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف عشق و جلال الهی میپردازد و شاعر با زبان استعارهای زیبا، به تحسین قدرت و زیبایی خداوند میپردازد. او از چتر الهی که بر سر جهان است سخن میگوید و احوال متفاوت انسانها را در نظر میگیرد که هر یک در جستجوی ایمان و کفر هستند. شاعر به عشق و محبت الهی که جانها را روشن میکند اشاره دارد و از حیرتگان عشق مینویسد که در طلب این عشق به لرزش درآمده و به زمین میافتند. در نهایت، او در مییابد که این عشق همانطور که در دنیای مادی وجود دارد، به روح و جان انسانها نیز جاودانگی و زیبایی میبخشد و شمس تبریزی را به عنوان نماد عشق الهی میستاید.
هوش مصنوعی: این چه چتری است که بر سر سلطنت جاودانهات گذاشتی، و یادآور جهانی است که در فکر و دل خود داشتهای؟
هوش مصنوعی: چرا زلفی که نمایانگر کفر است و چهرهای که نماد ایمان است را چنین به هم آمیختهای، چون که به جستجوی مؤمنان، کافران و بیدینها پرداختهای؟
هوش مصنوعی: جان انسانی در اثر نور جلال و grandeur تو میدرخشد و مانند موجهایی از دریا به حرکت درآمده، زیرا تو در عمق وجود خود همانند دریا و گوهرهایی ارزشمند داری.
هوش مصنوعی: همه شیران (مردان ثروتمند و قوی) به خاطر عشق تو در حیرت و شگفتی هستند و به شدت در جستجوی تو لرزیدند و به زمین افتادند، اما تو آنها را نادیده گرفتی و از بالای این ماجرا گذشتی.
هوش مصنوعی: تو گاهی جان انسانها را در حالتی ذلیل و گرفتار به حال خود رها میکنی و گاهی هم آنها را مانند پادشاه و سلطان بزرگ میکنی، همچون سنجر (یکی از پادشاهان بزرگ تاریخ).
هوش مصنوعی: تو در میان آب دریا و آتش، هزاران نفر را نابود کردی و عذاب کشاندی، در حالی که خودت توانستهای از این آتش و آب مصون بمانی و آنها را در اختیار داشتهای.
هوش مصنوعی: در اینجا مولانا به این نکته اشاره میکند که در وجود انسان، واقعیتهایی عظیم و قابل توجه نهفته است. او به استفاده از واژههایی چون خورشید، ماه، چرخ و اختر اشاره میکند تا نشان دهد که در عمق وجود انسان، نوری و زیباییهایی وجود دارد که شاید قابل رؤیت نباشند.
هوش مصنوعی: در این بدن مانند تابوتی که در میان خون و خاک قرار دارد، روح این شهید را همیشه برای تو دوستداشتنیتر ساختهام.
هوش مصنوعی: ای خورشید، هر ذرهای که جلوی تو حضور داشت و به شکرگزاری پرداخت، تو دهان او را پر از شکر میدیدی و این برای تو دلپذیر بود.
هوش مصنوعی: عشق تو به حدی قوی و شگفتانگیز است که وجود مردهام را زنده و خوشبو کرده، مانند بویی که از گرد ورد و مشک و عنبر برمیخیزد.
هوش مصنوعی: شمس تبریزی، به خاطر عشق تو، همه چیز را از طلا میسازم، زیرا تو عشق را با زیبایی و ارزشمند به نمایش گذاشتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یاد ایامی که دروی صاحب صاحبقران
گاهگاهی التفاتی سوی چاکر داشتی
حاتم ثانی جلال ملک و دین کان کرم
آنکه هر روزم ز روز رفته بهتر داشتی
گر هزاران غم رسیدی بر دل ابن یمین
[...]
کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
یا دلم تاب فراق آن ستمگر داشتی
کاشکی هرگز از آن گل نامدی بوی وفا
یا چو رفتی مرغ دل فریاد کمتر داشتی
کاشکی زان پیش کان شمع از کنار من رود
[...]
دوش با ما سرگران بودی چه در سر داشتی؟
باده می خوردی و خون ما به ساغر داشتی
سبزه باغ و بهار ما زبان شکر بود
بر مسلمانان اگر رحمی تو کافر داشتی
نیست امروز این گرانی پله ناز ترا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.