گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۶۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین

باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین

دشمن جان‌های ماست دوستی دوستان

مادر فتنه شده‌ست حامله یا مسلمین

آفت عالم شده‌ست ماه رخی زهره سوز

فتنه آدم شده‌ست سنبله یا مسلمین

لاف ز شه می‌زند سکه ز مه می‌زند

بر سر ره می‌زند قافله یا مسلمین

ای شده شب روز ما ز آنک دل افروز ما

از رخ ما برفروخت مشعله یا مسلمین

چون خرد نیک پی در چله شد پیش وی

جوش برآرد چو می در چله یا مسلمین

عشق چو آمد پدید عقل گریبان درید

از پی بی‌دل رسید مشغله یا مسلمین

بدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماند

بر دم گاوان شود زنگله یا مسلمین

ناله ز هجر و زوال خاست ز ذوق وصال

دانک بسی شکرهاست در گله یا مسلمین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احمدی فقیه نوشته:

سلام و درود
عالی است!

کانال رسمی گنجور در تلگرام