گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۵۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

تلخی نکند شیرین ذقنم

خالی نکند از می دهنم

عریان کندم هر صبحدمی

گوید که بیا من جامه کنم

در خانه جهد مهلت ندهد

او بس نکند پس من چه کنم

از ساغر او گیج است سرم

از دیدن او جان است تنم

تنگ است بر او هر هفت فلک

چون می رود او در پیرهنم

از شیره او من شیردلم

در عربده‌اش شیرین سخنم

می گفت که تو در چنگ منی

من ساختمت چونت نزنم

من چنگ توام بر هر رگ من

تو زخمه زنی من تن تننم

حاصل تو ز من دل برنکنی

دل نیست مرا من خود چه کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلتن مستفعلتن | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » سفر به دیگر سو » قطعه ی ضربی، گروه نوازی با آواز

محسن نامجو » ترنج » تلخی نکند

احمد شاملو » غزلیات مولوی » تلخی نکند شیرین ذقنم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

“زخمه بزنی زخمه نزنی من تن تننم” درست است.

پاسخ: این نقل شما را من هم شنیده‌ام، باید مربوط به تفاوت نسخه‌ها باشد، متن را تغییر ندادیم.

زرین نوشته:

آهنگ محسن نامجو را روی این غزل گوش بدهید .
زیباست.

ستاره سادات . پیغمبری نوشته:

زیباست که در ساحت شعر بجای نگارش واژه است بنویسیم ” ست ”
بیت ۴ : گیجست / جانست
بیت ۵ : تنگست

حمیدرضا نوشته:

@ستاره سادات پیغمبری:
من زیبایی خاصی در این رسم‌الخط نمی‌بینم. این شیوه احتمالاً مربوط به رسم‌الخط چاپی قدیم است و از جمله رسوم بد همین شیوه چسباندن «به» به کلمات بعد آن است. متأسفانه این شیوه که در گنجور هم به وفور استفاده شده جستجوپذیری شعرها را کاهش می‌دهد.

ستاره سادات . پیغمبری نوشته:

شرح و توصیفی بر این غزل حضرت مولانا نگاشته ام . به این نشانی :
http://sspeighambari.blogfa.com/post-13.aspx
نقد و نور نظر شما روشنی بخش است .

حسین نوشته:

شهرام ناظری هم به آهنگ سازی حمید متبسم این آهنگ رو خوندهو چه عالی است این شعرو چه عالیست آن موسیقی

مصطفی علیزاده نوشته:

سلام این شعر رو محسن نامجو بسیار زیبا اجرا کرده:

http://www.youtube.com/watch?v=pNNpCConTnQ

امین نوشته:

سلام
و ارادت به ادب و ستاره هاش

نظـــر به دیـــده ی روشنِ بـــدیع زمان و بالطبع ایشان ، شفیعی و در ادامه ی نـــوشته ی محمــــد عـــزیـــز ، بیتِ پیش پایانی ، آنچه مـــرقـــوم گـــردیده ، مقبـــول
می نمایـــد ؛ ســـوایِ رایِ ایشان ، وزنِ دو پاره به هم می خـــورد با صـــورت پیشنهادی محمـــد
خسته نباشیـــد

امین نوشته:

پـــوزش از اطاله ی کلام

در لـوایِ مثالی ، گمان کنم ملمـــوس تـــر میشه تفاوت رو بیان کـــرد
مهین است
مهینست
با عنایت به نمـــونه ی بالا ، آنچه ملفـــوظست با سطـــر دوم ، مانـــوس تره و خـــودبخـــود ، رایِ ما هم به خانم پیغمبـــری نـــزدیکتـــره
اما ، ایــــرادی نیست ! چــــرا که مــــراد نه الفاظست و خط
:) پاینـــده باشیــد

مهدی نوشته:

سنجسنطجطسنجطسنجسنطجسنجسنجطجسنطجسنجطسنجطسنجسنجطسنط

جوشقانی نوشته:

عرض ارادت

دربیت اول مصرع دوم که آمده :
” خالی نکند از می دهنم ” اینگونه یادم هست که ” خالی از می نکند دهنم ” و در بیت ششم مصرع اول که آمده : از شیره او من شیردلم بنظر میرسد ” از زهره او من شیردلم” منظور از زهره داشتن همان جگر و نماد شجاعت است -سپاس

علی نوشته:

در بیت هشتم “تننم” واژه ای است که حتی در واژه نامۀ علامۀ فقید دهخدا، مترادف یا معنایی برای آن یا حتی “تنن”(با فرض شناسه بودن یا ضمیر متصل بودن”م”) نیافتم.
با توجه به استفادۀ مولانا از مصدر “تنیدن” در ابیاتی مانند:
این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا
می توان چنین استنباط کرد که این واژه نه “تننم” که “نتنم” و فعل مضارع منفی اول شخص مفرد باشد و معنی آن هم مشابه بیت مذکور در فوق، چنین است که “من چون چنگ(ساز چنگ) تو هستم و اگر زخمه زنی یا نزنی، از جای نمی جنبم”

میم یه نوشته:

به نظرم بهتر است تنها در صورتی نظر اصلاحی در مورد اشعار بدهیم که منبعی موثق و تصحیح شده را مد نظر داشته باشیم. اینکه نادرست بودن مصرعی را به آنچه در یاد داریم مستند کنیم کاملا غیر اصولی است. بدتر این می شود که مثلا چون محسن نامجو با تغییری به سود ریتم آواز و به زیان وزن شعر مصرعی را متفاوت خوانده باشد، آن را مرجع تصحیح متن صحیح فوق کنیم!

در را بطه با “تن تننم”، تنتنه به معنای غوغا و خروش است ولی به نظر می رسد در کنار معنای لغوی، (و شاید بیش از آن به خصوص به علت نوع به کار بردن کلمه) آهنگ کلمه نیز مد نظر مولانا باشد. چنین ابداعی در جاهای دیگری از مثنوی و دیوان شمس هم سابقه دارد. نمونه ای که به یاد دارم:
می زنی تو زخمه و بر می رود
تا به گردون زیر و زارم روز و شب

مدرس نوشته:

جناب مهدی فازتون چیه؟

... نوشته:

علی عزیز
«تن تنن» بیانگر ارکان عروضی شعر بر حسب اتانین عروضی هست. یه چیزی شبیه همون افاعیل عروضی. معنای مشخصی نداره.
مولوی از این استفاده ها در جاهای دیگه هم داره:
«گفت من نیز تو را بر دف و بربط بزنم / تننن تن تننن تن تننن تن تننن»
مثلاً تننن تن معادل فعلاتن هست. البته از شکل های دیگه ای هم برای بیان نغمه های موزون شعر استفاده کرده:
«رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل / مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا»
«مرد سخن را چه خبر از خمشی همچو شکر / خشک چه داند چه بود ترلللا ترلللا»
این هم که میگه «تو زخمه زنی من تننم» مفهومش این هست که تویی که مرا می نوازی و من صدایی هستم که از ساز در میاد. در واقع به تسلیم عاشق در دست معشوق و بی اختیاری اشاره می کنه.
با احترام.

روح ا... نوشته:

انسانهای بزرگ همیشه آماج توجه افراد با دیدگاههای متفاوت بوده‌اند و جناب مولانا هم مستثنا نیست.
بارها در حواشی گنجور و جاهای دیگه دیدم که از محسن نامجو به عنوان هنرمند و شخصیت قابل تمجید، ستایش شده.
اینکه جناب نامجو چه مقدار در هنر دست داره مطرح نیست، ولی ستودن کسی که رفتار و دیدگاهش هیچ سنخیت و مناسبتی با ذات هنر نداره، و کلمات و مغز و معنا و معنویت اشعار مولانا لقلقه‌ی دهانش هست و به نیت اسم و رسم و ارضای موسیقیایی خودش از اشعار مولانا استفاده میکنه، همچنانکه دیدید با قرآن چه کرد؛
ستودن و تبلیغ نام چنین شخصی خیانت به هنر و ادب هست بدون شک.
” ﻣﺤﺴﻦ ﻧﺎﻣﺠﻮ ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺩﺭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺑﯽﺑﯽﺳﯽ ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯽﺩﯾﻦ ﺧﻮﺍﻧﺪ”
فاش میگم و حاضرم با هرکسی مناظره کنم. وقتی آدمی به اندازه‌ی جلبک ریشه نداره، های های کردن و ادا و اطوار عارفانه درآوردن و عوام فریبی، نه تنها هنر نیست که عین هنرستیزی هست. های های شهرام ناظری کجا و های های نامجو کجا… به قول شهید ما، اگه خدمت نمیکنید خیانت نکنید

کانال رسمی گنجور در تلگرام