گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

از اصل چو حورزاد باشیم

شاید که همیشه شاد باشیم

ما داد طرب دهیم تا ما

در عشق امیرداد باشیم

چون عشق بنا نهاد ما را

دانی که نکونهاد باشیم

در عشق توام گشاد دیده

چون عشق تو باگشاد باشیم

ما را چو مراد بی‌مرادی است

پس ما همه بر مراد باشیم

چون بنده بندگان عشقیم

کیخسرو و کیقباد باشیم

چون یوسف آن عزیز مصریم

هر چند که در مزاد باشیم

بر چهره یوسفی حجابی است

اندر پس پرده راد باشیم

خود باد حجاب را رباید

ما منتظران باد باشیم

ما دل به صلاح دین سپردیم

تا در دل او به یاد باشیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام