اگر سرمست اگر مخمور باشم
مهل کز مجلس تو دور باشم
رخم از قبلهٔ جان نور گیرد
چو با یاد تو اندر گور باشم
قرارم کی بود خود در تک گور
چو بر دمگاه نفخ صور باشم
صد افسنتین و داروهای نافع
توی جان را چو من رنجور باشم
شوم شیرین ز لطف گوهر تو
اگر چون بحر تلخ و شور باشم
اگر غم همچو شب عالم بگیرد
برآ ای صبح تا منصور باشم
توی روز و منم استارهٔ روز
عجب نبود اگر مشهور باشم
به من شادند جمله روزجویان
چو پیش آهنگ چون تو نور باشم
مرا مخمور میداری نه از بخل
ولی تا ساکن و مستور باشم
بدان مستور میداری چو حوتم
که تا از عقربت مهجور باشم
چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماه
چو غرق شهد چون زنبور باشم
خمش کردم ولیکن عشق خواهد
که پیش زخمهاش تنبور باشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عشق و دلدادگی میپردازد. او از سرمستی و حالتی مخمور سخن میگوید که در آن دوری از محبوب را تحمل نمیتواند، حتی در گور هم به یاد او خواهد بود. او با تصاویری از گلابی و شهد، احساس شیرینی و تلخی را توصیف میکند و میگوید که عشقش او را به مقام و شهرت خواهد رساند. در نهایت، شاعر نشان میدهد که عشق او خواهان است و او را به سوی نواختن عاشقانهای میکشاند.
هوش مصنوعی: اگر غرق در شادی و شگفتی باشم یا اگر مست و سرخوش باشم، اجازه نده که از جمع تو دور شوم.
هوش مصنوعی: اگر در حالتی که به یاد تو هستم، در گور باشم، چهرهام از سمت قبله (نقطهای که در آن جا نور است و مقدس به شمار میرود) نور میگیرد.
هوش مصنوعی: آرامش و قرار من هیچ زمانی نخواهد بود، اگر در لحظهی دمیدن شیپور قیامت در قبر باشم.
هوش مصنوعی: وقتی من بیمار و رنجور هستم، داروهایی که خوب و مفید هستند، مثل صدها افسنطین (یک گیاه دارویی تلخ) نمیتوانند به من کمک کنند.
هوش مصنوعی: اگرچه مانند دریا تلخ و بدخلق باشم، به واسطهٔ نیکی و لطف تو، طعم شیرینی خواهم داشت.
هوش مصنوعی: اگر غم مانند شب تار بر من سایه افکند، ای صبح، برآ و به من نور بخش تا بتوانم مانند منصور (یعنی منصور حلاج، عارف و شهید بزرگ) شناخته شوم.
هوش مصنوعی: تو روز هستی و من ستارهٔ روز، چیزی عجیب نیست اگر من هم شناختهشده باشم.
هوش مصنوعی: تمام کسانی که به دنبال روز و روشنی هستند، به من شاداب و خوشحالاند، چنانکه اگر مانند تو نورانی و درخشان باشم، پیشرو و پیشاهنگ آنها خواهم بود.
هوش مصنوعی: تو مرا مست میکنی، نه به خاطر حمایت و بخل، بلکه برای این که ساکت و پنهان بمانم.
هوش مصنوعی: تو مرا در پنهانی نگه میداری، مانند حوا که در بهشت بود، تا از گزند عقرب تو دور بمانم و آسیب نخورم.
هوش مصنوعی: من از نیش عقرب (سم) نگران نیستم زیرا اگر همچون زنبور در عسل غرق شده باشم و شاد زندگی کنم، هیچ چیز نمیتواند آزادم کند.
هوش مصنوعی: هرچند سکوت کردم، اما عشق میخواهد که در برابر زخمهایش، همچون تنبور (ساز موسیقی) به صدا درآیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
مو که مست از می انگور باشم
چرا از نازنینم دور باشم
مو که از آتشت گرمی نوینم
چرا از دود محنت کور باشم
اگر من فی المثل در هجو کوشم
بنزد عقل کی معذور باشم
کسی کم هجو باید گفتن آخر
زاول خود ازان کس دور باشم
نگردد سفله رنجور از شنیدنش
[...]
اگر نزدیک وگر از دور باشم
همی تا من منم مهجور باشم
ز یار خویش تا کی دور باشم
چنین دلخسته و رنجور باشم
ز جانان تا به کی مهجور باشم
همان بهتر که از خود دور باشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.