گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر

هله کز جنبش ساقی بدود باده به سر بر

بدود روح پیاده سر گنجینه گشاده

رخ چون زهره نهاده غلطی روی قمر بر

هله منشین و میاسا بهل این صبر و مواسا

بگزین جهد و مقاسا که چو دیکم به شرر بر

اگرم عشوه پرستی سر هر راه نبستی

شب من روز شدستی زده رایت به سحر بر

هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به

قدم از خانه به در نه همگان را به سفر بر

سفر راه نهان کن سفر از جسم به جان کن

ز فرات آب روان کن بزن آن آب خضر بر

دم بلبل چو شنیدی سوی گلزار دویدی

چو بدان باغ رسیدی بدو اکنون به شجر بر

به شجر بر هله برگو مثل فاخته کوکو

که طلبکار بدین خو نزند کف به خبر بر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهمن صباغ زاده نوشته:

بعد از درود و سپاس
مصرع اول مطلع غزل اینگونه است
هله زیرک، هله زیرک، هله زیرک، هله زوتر
سایت شما هر روز به من کمک می‌کند. خیلی ممنونم

امین کیخا نوشته:

عقل به ریسمانی می گویند که با ان پای شتران را می بسته اند که از رفتن بایستد . به لری امروز به ان زالنه می گویند به فارسی کهنتر هم کاربرد داشته است

امین کیخا نوشته:

زالنه بسته به شعر پیشین بود و شعر را جابجا گرفتم شوربختانه

امین کیخا نوشته:

سروبر البته نه اینجا نام یک دیو است که در کنار ضحاک از دیوان شناخته و خنیده روزگار ساسانیان بوده است و سرو معنی شاخ می دهد و بر یعنی روی پس سروبر یعنی کسی که سرو و شاخ بر خود دارد.

امین کیخا نوشته:

از جمله شگفتی هایی که در گویش لری می بینم این است که به عضله به لری گزم می گویند مثلا گزمدار یعنی تنومند و عضلانی و این شاید گزم بودن جسم را برایمان پیش نهد یعنی جسم پارسی باشد و گزم بوده باشد ولی دلاسوده نیستم و هنوز دلیل دیگری ندارم باید در زبان هندی اروپایی دیگری بجز فارسی هم انرا یافت تا این ادعا درست دراید

امین کیخا نوشته:

لت اخر بیت فرجامین می پندارم که بگوید مدعی با این خوی و صفت به خبر و اگهی ای ( برین ) دستش نمی رسد .

سعید نوشته:

لطفا از عبارات فکر میکنم یا گمان میبرم و…در صورت امکان استفاده نفرمایید که این لغات در خور اساتید نیست و از طرفی ما ناآگاهان و کم سوادان را به جسارت و گمان کردن و ابراز نظروامیدارد و تحریک میکند القصه جسارتا فکر میکنم معنی به این صورت باشد که مثل فاخته بگو کو کو یعنی سوال کن تا طلبکار از این حالت استفهام تو گمراه شود و آگاه نشود و دست به خبر نزند

امین کیخا نوشته:

سعید جانم من تنها واژه از بر می کنم وانگهی تو خود بزرگی و شایسته بزرگ داشتن . من به گمانمندی خو کرده ام ادم قاطع را دوست ندارم بیشتر قاطع ها نادانانی هستند که مطمئن هستند و گروه کمی دانایان که درستی را از ناراستی به موشکافی باز می دانند گویا کف به ایشان نمی توانیم رساندن ! من از زیر و زبر کردن و بررسیدن سود می برم درست مانند اینجا که شما معنی بهتری از من دریافتید درود به شما درست است انچه شما می فرمایید و خرمی کردم .

کانال رسمی گنجور در تلگرام