گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۴۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

در این سرما و باران یار خوشتر

نگار اندر کنار و عشق در سر

نگار اندر کنار و چون نگاری

لطیف و خوب و چست و تازه و تر

در این سرما به کوی او گریزیم

که مانندش نزاید کس ز مادر

در این برف آن لبان او ببوسیم

که دل را تازه دارد برف و شکر

مرا طاقت نماند از دست رفتم

مرا بردند و آوردند دیگر

خیال او چو ناگه در دل آید

دل از جا می‌رود الله اکبر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محّی نوشته:

این را می شود از جمله غزلیات دانست که مولانا به شکل ویژه ای به عشق زمینی نزدیک شده است…

حامد نوشته:

درود

بیت یکی مانده به آخر درستش این است

(( مرا طاقت نماند رفتم از دست ….. ))

لطفا اصلاح شود

نیلوفر نوشته:

درود خدمت اهالی ادب
کسی میدونه مخاطب این سعر کیست؟ بسیار شبیه به عشق زمینیست

sadaf نوشته:

برای موجودات آسمانی، محمل زمینی یافتن سهل است که در اشعار، بحث تنازل را می توان عقیده مند شد.
اما بر عکس؛ یعنی محمل آسمانی یافتن برای موجودات زمینی؛ به معنای دیگر تصاعد موجودات زمینی، اگر چه ممکن التصور است لکن غلو و اغراق مذموم است و مولانای رومی اهل اغراق و از جای خود بیرون بردن مقام موجودات زمینی نیست.
حتی پیرامون شمس تبریزی هم او را نماد می بیند نه شخص عینی.
یعنی به عقیده من، مخاطب این شعر مولوی، عشق زمینی نیست. به علاوه ریخت و اسلوب اشعاری که مولوی در باب خداوند می گوید متافوت از این شعر است. به خاطر همین این شعر را خطاب به یک موجود الهی و آسمانی؛ که طبیعت زیر چرخ قدرت اوست؛ مثلا حضرت محمد یا یکی از امامان؛ سروده است. کسی که نه تنها خودش که حتی خیالش صاحب ملک دل است.
ساخت برای خیال او چو ناگه در دل آید
دل از جا می‌رود الله اکبر
تا نظر سایر دوستان چه باشد.

sadaf نوشته:

برای موجودات آسمانی، محمل زمینی یافتن سهل است که در اشعار، بحث تنازل را می توان عقیده مند شد.
اما بر عکس؛ یعنی محمل آسمانی یافتن برای موجودات زمینی؛ به معنای دیگر تصاعد موجودات زمینی، اگر چه ممکن التصور است لکن غلو و اغراق مذموم است و مولانای رومی اهل اغراق و از جای خود بیرون بردن مقام موجودات زمینی نیست.
حتی پیرامون شمس تبریزی هم او را نماد می بیند نه شخص عینی.
یعنی به عقیده من، مخاطب این شعر مولوی، عشق زمینی نیست. به علاوه ریخت و اسلوب اشعاری که مولوی در باب خداوند می گوید متفاوت از این شعر است. به خاطر همین این شعر را خطاب به یک موجود الهی و آسمانی؛ که طبیعت زیر چرخ قدرت اوست؛ مثلا حضرت محمد یا یکی از امامان؛ سروده است. کسی که نه تنها خودش که حتی خیالش صاحب ملک دل است.
خیال او چو ناگه در دل آید
دل از جا می‌رود الله اکبر
تا نظر سایر دوستان چه باشد.

مهدی نوشته:

درود بر دوستان گرامی

به گمانم در مصراع اول بیت اول “بوران” صحیح تر است.چون در بیت چهارم نیز واژه “برف” آمده است.البته این فقط نظر بنده حقیر است تا نظر اساتید گرامی چه باشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام