گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۳۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار

رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار

تو دریای الهی همه خلق چو ماهی

چو خشک آوری ای دوست بمیرند به ناچار

مگو با دل شیدا دگر وعده فردا

که بر چرخ رسیدست ز فردای تو زنهار

چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پای

چو سرمست تو باشیم بیفتد سر و دستار

عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد

ولیکن گله کردیم برای دل اغیار

مرا عشق بپرسید که ای خواجه چه خواهی

چه خواهد سر مخمور به غیر در خمار

سراسر همه عیبیم بدیدی و خریدی

زهی کاله پرعیب زهی لطف خریدار

ملوکان همه زربخش تویی خسرو سربخش

سر از گور برآورد ز تو مرده پیرار

ملالت نفزایید دلم را هوس دوست

اگر رهزندم جان ز جان گردم بیزار

چو ابر تو ببارید بروید سمن از ریگ

چو خورشید تو درتافت بروید گل و گلزار

ز سودای خیال تو شدستیم خیالی

کی داند چه شویم از تو چو باشد گه دیدار

همه شیشه شکستیم کف پای بخستیم

حریفان همه مستیم مزن جز ره هموار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

بعضی از مصاریع این غزل بر وزن «مفاعیل فعولن مفاعیل فعولن» هستند که از وزن اصلی (مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن) یک هجای کوتاه کمتر دارد (در واقع وزن فرعی یاد شده یک وزن دوری است که می‌توان آن را به صورت «مفاعیل فعولات - مفاعیل فعولات» تقطیع کرد که با متحرک کردن هجای آخر دور اول و چسباندن آن به دور دوم به وزن اصلی می‌رسیم). علی رغم حذف این هجا، مشکل وزنی احساس نمی‌شود و اگر در قواعد عروض سنتی قاعده‌ای برای پوشش این تبدیل وجود نداشته باشد (آیا وجود ندارد؟!)، می‌توان این نمونه را از شواهد نارسایی عروض سنتی به حساب آورد.

رسته نوشته:

این موضوع در کتاب های عروض در مبحث ” اختیارات شاعر” مفصلا بحث شده است، حال که دست به کار گنجاندن وزن غزل ها در حاشیه ی غزل ها شده اید خوب است که به مبحث های گفته شده مراجعه بفرمایید. اختیارات شاعر هم مطابق قواعد معینی است . در اختیارات شاعر ممکن است هجای کوتاه و بلند تبدیل شوند و یا قلب گردند. به دون آگاهی از اختیارات شاعر تقطیع کار بسیار مشکلی خواهد شد. این ها نارسایی عروض نیست. به هر حال عروض یک ابزار خیلی دقیق نیست بلکه یک ابزار تقریبی است و با وجود این برای سنجیدن وزن ها کافی است، آن چه مهم است گوش است که باید وزن را بسنجد. به همین خاطر باید که گفته اند که شعر را باید با صدای بلند خواند تا وزن درست ن به دست آید.

امین نوشته:

بنام شایان
سلام
بآختگان قلمه ی جان
کآنچه شـده شایدست و کِشتن دان ، بایـد
باری ، نقــد و قـواره ی ماست . . . ورای دل اغیار
بروال یار

کانال رسمی گنجور در تلگرام