گنجور

بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

گفت پیغامبر که ان فی البیان

سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان

هین مکن جلدی برو ای بوالکرم

مسجد و ما را مکن زین متهم

که بگوید دشمنی از دشمنی

آتشی در ما زند فردا دنی

که بتاسانید او را ظالمی

بر بهانهٔ مسجد او بد سالمی

تا بهانهٔ قتل بر مسجد نهد

چونک بدنامست مسجد او جهد

تهمتی بر ما منه ای سخت‌جان

که نه‌ایم آمن ز مکر دشمنان

هین برو جلدی مکن سودا مپز

که نتان پیمود کیوان را بگز

چون تو بسیاران بلافیده ز بخت

ریش خود بر کنده یک یک لخت لخت

هین برو کوتاه کن این قیل و قال

خویش و ما را در میفکن در وبال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام