گنجور

بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

وانگهانی آن امیران را بخواند

یک‌بیک تنها بهر یک حرف راند

گفت هر یک را بدین عیسوی

نایب حق و خلیفهٔ من توی

وان امیران دگر اتباع تو

کرد عیسی جمله را اشیاع تو

هر امیری کو کشد گردن بگیر

یا بکش یا خود همی دارش اسیر

لیک تا من زنده‌ام این وا مگو

تا نمیرم این ریاست را مجو

تا نمیرم من تو این پیدا مکن

دعوی شاهی و استیلا مکن

اینک این طومار و احکام مسیح

یک بیک بر خوان تو بر امت فصیح

هر امیری را چنین گفت او جدا

نیست نایب جز تو در دین خدا

هر یکی را کرد او یک‌یک عزیز

هرچه آن را گفت این را گفت نیز

هر یکی را او یکی طومار داد

هر یکی ضد دگر بود المراد

متن آن طومارها بد مختلف

همچو شکل حرفها یا تاالف

حکم این طومار ضد حکم آن

پیش ازین کردیم این ضد را بیان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام