گنجور

بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

جمله گفتند ای حکیم رخنه‌جو

این فریب و این جفا با ما مگو

چارپا را قدر طاقت با رنه

بر ضعیفان قدر قوت کار نه

دانهٔ هر مرغ اندازهٔ ویست

طعمهٔ هر مرغ انجیری کیست

طفل را گر نان دهی بر جای شیر

طفل مسکین را از آن نان مرده گیر

چونک دندانها بر آرد بعد از آن

هم بخود گردد دلش جویای نان

مرغ پر نارسته چون پران شود

لقمهٔ هر گربهٔ دران شود

چون بر آرد پر بپرد او بخود

بی‌تکلف بی‌صفیر نیک و بد

دیو را نطق تو خامش می‌کند

گوش ما را گفت تو هش می‌کند

گوش ما هوشست چون گویا توی

خشک ما بحرست چون دریا توی

با تو ما را خاک بهتر از فلک

ای سماک از تو منور تا سمک

بی‌تو ما را بر فلک تاریکیست

با تو ای ماه این فلک باری کیست

صورت رفعت بود افلاک را

معنی رفعت روان پاک را

صورت رفعت برای جسمهاست

جسمها در پیش معنی اسمهاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا ابوالحسنی نوشته:

بسیار عالی و نکته بینانه من که سیری نمیگیرم از خواندن این ابیات و این معانی سرشار
در چنلی در تلگرام این ابیات را در اختیار دوست داران قرار میدهم باشد که به تعالی فرهنگمان کمکی کند.
@A_pezhva

کانال رسمی گنجور در تلگرام