گمان دارد ز ناز و سرکشی گل میکند کاری
وزین غافل که آخر آه بلبل میکند کاری
دلم خون شد ز هجران و نیم نومید از وصلش
که از حد چون رود صبر و تحمل میکند کاری
طریق مهر باید حسن را در دلبری ورنه
نه سحر زلف و نه نیرنگ کاکل میکند کاری
سلیمان گو به ما ننماید این شوکت که از همت
به چشم مور ما عرض تجمل میکند کاری
نه هرجا هست قفلی از کلید سعی بگشاید
که گاهی کوشش و گاهی تعلل میکند کاری
نگاهی آرزو دارم ازو مشتاق اگر تیغش
کند در کشتنم یک دم تأمل میکند کاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناز و سرکشی محبوب اشاره میکند که غافل از عواقب رفتارهایش است. دل او به خاطر دوری محبوب به شدت رنجیده و از وصال ناامید شده است. شاعر بر این باور است که برای به دست آوردن عشق، باید راه و روش مناسبی در پیش گرفت و تنها زیبایی ظاهر کافی نیست. او همچنین به آرزوی خود برای نگاهی از سوی محبوب اشاره میکند و میگوید حتی اگر به او آسیب برساند، لحظهای در تصمیمگیری تأمل میکند. به طور کلی، این شعر بر عشق، رنج ناشی از دوری و پیچیدگیهای روابط عاشقانه تأکید دارد.
هوش مصنوعی: فراموش نکن که به ناز و خودخواهی خود مغرور نشوی، زیرا چشمانت از آنچه بر تو میگذرد غافل است و در نهایت ممکن است به زودی فرصتی افسوسبار برای تو پیش بیاید.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری او بسیار غمگین و ناراحت است و به رسیدن به او چندان امیدی ندارم، زیرا صبر و تحمل من مانند رودخانهای است که از حد خود عبور کرده و به شدت به جریان افتاده.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در عشق و دلبردن موفق باشی، باید راه و روش مهر و محبت را در پیش بگیری. در غیر این صورت، نه زیبایی زلف و نه ترفندهای پیچیدهی مو به اندازه کافی تأثیرگذار نخواهد بود.
هوش مصنوعی: سلیمان به ما این عظمت و شکوه را نشان ندهد، چون این شکوه فقط به خاطر تلاش و اراده ماست که حتی در چشم مور هم به چشم میآید.
هوش مصنوعی: همیشه تلاش و کوششی که میکنیم، به نتیجه نمیرسد. گاهی اوقات ممکن است تلاشهای ما موفقیتآمیز باشد و گاهی هم ممکن است در انجام کارها دچار تأخیر شویم.
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که نگاهی از او دریافت کنم، زیرا اگر او با تیغش بخواهد مرا بکشد، لحظهای درنگ میکند و کاری انجام میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گمان دارم که این درد و تحمل می کند کاری
بگو با گل که استغنای بلبل می کند کاری
دل دانای شهر ما به کفر جزء تسلی شد
که باور داشت هرگز کان تزلزل می کند کاری
به صلح دل چه کوشی، صبر کن گر یار باز آید
[...]
به دلهای دماغ آشفته، سنبل می کند کاری
به ما شوریدگان، آن زلف و کاکل می کند کاری
دلم را در خروش آورده چون گل نوشخند او
نوازشهای آن رنگین تغافل، می کندکاری
شب از وجد نسیم، از خود نرفتم گر درین گلشن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.