بر سینه خود یار نهد سینه ما را
تا تازه کند حسرت دیرینه ما را
در کسوت فقریم تن آسوده سزد فخر
بر جامه زر خرقه پشمینه ما را
زان سینه که باشد تهی از کینه اغیار
ظلم است که بیرون نکنی کینه ما را
خون در دل ما نیست که این چشم گهربار
پرداخته از بهر تو گنجینه ما را
در مکتب عشقت که از او کس نشد آزاد
گو صبح نباشد شب آدینه ما را
زین بیش مشو هم نفس غیر و ز غیرت
هر لحظه مکن نو غم دیرینه ما را
مشتاق سرشگت نبرد از دل ما زنگ
بیفایده صیقل مزن آئینه ما را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات عاشقانه و دردهای درونی شاعر میپردازد. شاعر از یار خود میخواهد که احساسات و حسرتهای دیرین او را تازه کند و بر سینهاش گذاشته شود. او به فخر بر لباس فقیرانهاش میبالد و در عین حال از کینهای که نسبت به دیگران ندارد سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که عشقش بیپایان است و در مدرسه عشق هیچکس از آن آزاد نشده است. او از یارش میخواهد که به جای ایجاد غمهای جدید، در کنار او بماند و از عشق و اشک او بهرهمند شود، زیرا دلش دیگر تحمل غمهای بیشتر را ندارد. در نهایت، اشارهای به بیفایده بودن تلاش برای تغییر خود یا روابطش دارد.
هوش مصنوعی: یار بر روی سینهاش سینه ما را میگذارد تا حسرتهای طولانی ما را تازه کند.
هوش مصنوعی: در لباس فقیرانهام، آرامش و آسایش برایم شایسته است، حتی اگر بر جامههای زرین دیگران فخر بفروشم، باز هم لباس پشمینه من دارای ارزش است.
هوش مصنوعی: هر که دلش از کینهی دیگران خالی باشد، ظلم است که از دل او کینهی ما را بیرون نکنند.
هوش مصنوعی: در دل ما احساسی از غم و ناراحتی نیست، زیرا این چشمهای گرانبها و پر ارزش برای تو و به خاطر تو به تماشا نشستهاند و گنجینهای را که داریم، به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق تو، هیچکس به آزادی نرسید. پس صبحی در کار نیست و شب جمعهای برای ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: بیش از این در کنار دیگران نباش و از حساسیت خود نسبت به دیگران هرگز غفلت نکن تا غم کهنه ما بیشتر نشود.
هوش مصنوعی: عشق و احساسات عمیق ما را با اشک و غم خود از بین نبر، چرا که تلاش برای اصلاح و پاک کردن خاطرات و احساسات ما بیفایده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگشا دری از تیغ جفا سینه ما را
وز سینه برون بر غم دیرینه ما را
چون ناوک دلدوز تو راحت نرساند
هر مرهم راحت که رسد سینه ما را
ماییم و دل صاف چو آیینه چه داری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.