تا کی کند یار، از من کناره
افغان ز گردون، آه از ستاره
او را که آبی، بر سردم نزع
چون صبح یابد، عمر دوباره
داند دل ما، ز آندل چه دیده است
آن شیشه کامد، بر سنگ خاره
زین بحر خونخوار مردان گذشتند
در فکر کشتی ما بر کناره
افغان ز غربت کز سنگ چون جست
در دم سر آمد عمر شراره
بیدردیم کشت از عشق خواهم
جان شرحه شرحه دل پاره پاره
زین محرمی آه با او ز حد رفت
سرگوشی غیر چون گوشواره
مهدیست گردون، کارام یکدم
طفلان نگیرند، زین گاهواره
کاری ندارد، جان دادن ما
زآن گوشه چشم، بس یک اشاره
تا کی کشم ناز، زین چارهسازان
خوش آنکه بگذشت، کارش ز چاره
مشتاق آریش، دربر اگر تو
جز او زهر کس، گیری کناره
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردناک عشق و جدایی اشاره دارد. شاعر از کنارهگیری یار خود و آلام ناشی از آن میگوید. او به بیان غم و اندوه ناشی از غربت و دوری اشاره میکند و به این باور میرسد که عشق و دوستی گاهی گرمابخش زندگی است، اما در عین حال میتواند به عذابی بزرگ تبدیل شود. شاعر به عشق پارهپارهاش اشاره دارد و در عین حال از امید به بازگشت لحظات خوش و عاشقانه سخن میگوید. در انتها، او به تنهایی و درد خود ادامه میدهد و از یار خواهان آرامش است.
هوش مصنوعی: چقدر باید یار از من دوری کند؟ آه از درد جدایی، مانند آسمان که پر از ستاره است.
هوش مصنوعی: کسی که در دوران سختی به او آرامش و دلگرمی میدهد، شبیه طلوع صبح است؛ هنگامی که او بیاید، زندگی دوبارهای برای من آغاز خواهد شد.
هوش مصنوعی: دل ما از آنچه که آن شخص دیده، باخبر است. حالا آن شیشهای که در دست دارد، بر سنگی تیز و سخت افتاده است.
هوش مصنوعی: از میان این دریای خونین و خطرناک، مردان با شجاعت عبور کردند و در فکر نجات ما هستند که در کناره این دریا قرار داریم.
هوش مصنوعی: شخصی که به دوری و غربت دچار است، بهاندازهای تحت فشار قرار دارد که گویی در زندگیاش آتش و شعلهای وجود دارد. او مانند سنگی است که از درونش جرقهای بهوجود آمده و زمان عمر او بهسرعت در حال گذر است.
هوش مصنوعی: من بیدرد شدهام، از عشق میخواهم که جانم را به تکههای پاره پاره تقسیم کند و دل را شرحه شرحه بسازد.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و خصوصی اشاره دارد که فرد در یک محفل خاص و صمیمی تجربه میکند. گوینده به نوعی از نزدیک بودن و درد و دل کردن با محبوب اشاره میکند که باعث شده است آن احساسات فراتر از حد و مرزهای معمول برود. مانند گوشوارهای که تنها به شخص خاصی تعلق دارد و جدای از دیگران است. این ارتباط و نزدیکی از دیگران پنهان است و فقط میان خودشان وجود دارد.
هوش مصنوعی: مهدی در آسمان است و چرخِ زمان، کارهای بچهها را یک آن هم متوقف نمیکند و از این گهواره نمیتوان آنها را گرفت.
هوش مصنوعی: برای ما جان دادن، هیچ سختی ندارد؛ تنها یک نگاه از آن چشمها کافی است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی نمیتوانم ناز و ناز و نوازش را تحمل کنم. بهترین کار این است که به راه حلها و چارهسازان دل بسپارم، زیرا زمانی که کار به پایان برسد، مثمرثمر خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر تو جز او را در آغوش بگیری، به یقین دیگران را نخواهی خواست و تنها او را میطلبی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.