چشم دام تو پر از خون دل از زاری من
تو ز من فارغ و از رنج گرفتاری من
کشتی از جورم و من بر سر عهد تو ببین
بجفاکاری خویش و به وفاداری من
کردهام خوی بجورت بجفا کوش که نیست
جز دلآزاری من ترک دلآزاری من
چون در این ره نکنم شکر تجرد کاخر
رهبرم گشت بمقصود سبکباری من
گرشناسی هوس و عشق در آن بزم مپرس
باعث عزت غیر و سببخواری من
تو که خورشید منی ذره خود را بنواز
ذرهام من چه بود مهر من و یاری من
صد غمم از تو و این غم کشدم از همه بیش
که تو بیرحم نداری سر غمخواری من
منکه بیمار توام خود تو بحالم وارس
مپسند اینکه کند غیرپرستاری من
گرچه از خار بسی خوارترم خار توام
چون گل عزت من نشکفد از خواری من
چند بیهوده درین بادیه نالم مشتاق
که بجایی نرسد همچو جرس زاری من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از دوری و بیتوجهی محبوبش است. شاعر در ابیاتی از دلشکستگی و غمهایش صحبت میکند و اینکه چگونه محبوبش او را تنها گذاشته در حالیکه او همچنان به وعدههایش وفادار مانده است. شاعر به تضاد میان عشق و رنج اشاره میکند و به محبوب هشدار میدهد که او را به حال خود رها نکند. همچنین، او به احساس حقارت و خاری نسبت به محبوبش اشاره میکند، در حالی که نشاندهنده عشق عمیق او به اوست. در نهایت، شاعر احساس میکند که فریادهایش در این دنیای پر درد به جایی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: چشمان تو پر از غم و اندوه دل من است، در حالی که تو اصلاً به حال من و رنجی که میکشم، توجهی نداری.
هوش مصنوعی: کشتی در نتیجه ظلم و ستم من است و حالا خود را در موقعیتی میبینم که بر سر وفای به عهد تو ایستادهام. توجه کن به بیوفایی خودت و به وفاداری من.
هوش مصنوعی: من برای تو خوب نیستم و تنها کاری که بلدم دلشکستن است، چون غیر از آزار دادن تو دیگر چیزی از من برنمیآید.
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر شکر و سپاس نکنم از تنهایی، چون در نهایت راهنمای من به هدف رسیدن، سبکی بار من است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی درباره هوس و عشق صحبت کنی، در آن مراسم از آن سوال نکن. این موضوع باعث میشود که من بیاحترامی کنم و دیگران را محترم بشمارم.
هوش مصنوعی: تو که نور و روشنی زندگیام هستی، لطفا به من توجه کن. من که فقط یک ذره کوچک هستم، چه چیز ارزشمندی دارم که به تو بگویم؟ عشق و دوستی من نسبت به تو چیست؟
هوش مصنوعی: من از دردی که تو به من میزنی صد غم دارم و از همه غمها بیشتر است، زیرا تو هیچ رحمی نداری و نمیخواهی دردی را که دارم احساس کنی.
هوش مصنوعی: من که به عشق تو دچارم، حال من را خودت میدانی. نمیپسندم که کسی غیر از خودت به پرستاری من بپردازد.
هوش مصنوعی: اگرچه از خارها بدتر هستم، اما چون تو مانند گلی هستی، عزت من هرگز از خجالت و خواری من رشد نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: اینکه من در این بیابان بیفایده و ناامیدانه فریاد میزنم و برای عشق خود ناله میکنم، مانند زنگی است که صدایش به جایی نمیرسد و موثر نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.