چو فارغ در گرفتاری ز جور خار و خس باشم
همان بهتر که در گلشن نباشم در قفس باشم
نگیرد چون غبارم دامن منزل بود یکسان
اگر از رهنوردان گاه پیش و گاه پس باشم
ز عشقم سرخوش و فارغ ز هر دشمن نیم مستی
که در اندیشه روز از شحنه و شب از عسس باشم
بخاتم گو مده صیاد مرغ بیپروبالم
که باشم در حصار عافیت تا در قفس باشم
نمیخواند به بزمم یار و نه میراندم از در
نه مقبولم نه مردودم نمیدانم چه کس باشم
بجولانگاه او کو قوت دستی که چون گردد
عنانکش بر سرم او را عنانگیر فرس باشم
نه اکنون از غمت در چار موج اشکم افتاده
که عمری شد درین گرداب سرگردان چو خس باشم
نمیگیرد بکس مشتاق آن نامهربان الفت
گرفتم اینکه من عاشق نباشم بوالهوس باشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساساتی عمیق از عشق، سرگردانی و نارضایتی از وضعیت زندگی است. شاعر در ابتدا میگوید که بهتر است در قفس و دور از زیباییها باشد تا اینکه در گلشن، اما تحت فشار و مشکلات باشد. او به بیاهمیتی زندگی و احساس گمگشتگی خود اشاره میکند و میگوید که در بین عشق و دشمنیها، به نوعی مستی و خوشی رسیده است. همچنین ابراز میکند که در بزمش نه یاری دارد و نه مورد پذیرش قرار میگیرد و به همین دلیل در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرد. شاعر به کمال دست نیافتن و سرگردانی در عشق اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که به خاطر احساساتش در وضعیتی مبهم باقی مانده است و میتواند بوالهوس باشد.
هوش مصنوعی: وقتی از مشکلات و سختیها آزاد شوم، بهتر است که در میان خار و خس باشم، تا اینکه در گلستان زندگی کنم و در قفس گیر کنم.
هوش مصنوعی: اگر مانند غباری در فضا پراکنده شوم، در منزل خودم باقی میمانم و چه فرق میکند که گاه به جلو بروم و گاه به عقب، مهم این است که در همان مکان هستم.
هوش مصنوعی: از عشق شاد و بیخیال هستم و در حالت شگفتی قرار دارم. نه در روز نگران شحنه (نگهبان) هستم و نه در شب از عسس (پلیس) نگرانم.
هوش مصنوعی: به او بگو که به من انگشتر نده، من شکارچی مرغی هستم که بالهایم را ندارم. میخواهم در امنیت بمانم، حتی اگر در قفس نیز باشم.
هوش مصنوعی: در مجلس من نه کسی به سراغم میآید و نه کسی از من دور میشود. نه مورد قبول هستم و نه رد شدهام، نمیدانم که واقعاً چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: در جستجوی او هستم، اما کدام قدرتی مرا یاری میدهد تا وقتی او بر من سلطه پیدا میکند، من هم بتوانم مهار او را در دست بگیرم و کنترل کنم.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر حالتی از غم و پریشانی شاعر است. او به تصویر کشیده که اشکهایش به مانند امواج دریا در حال جاری شدن هستند و احساس میکند که در طول زندگیاش همچون گیاهی بیثمر و بیپناه در میان گرداب مشکلات و مصائب سرگردان بوده است. به نوعی، او از غم و رنجی که تحمل کرده سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه در این وضعیت اسیر شده است.
هوش مصنوعی: عاشق آن کسی که بیرحم است نمیشوم، اما اگر بخواهم به او وابسته شوم، به خاطر این است که عاشق نیستم و تنها درگیر هوسرانی هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غمت خوردم که روزی با تو چون گل همنفس باشم
نه چون وقت گل آید در شمار خار و خس باشم
مرا از سوختن شد دولت پروانگی حاصل
چرا بیخود به شهد عیش مایل چون مگس باشم
مرا جذب عتابت میکشد در بزم وصل آخر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.