آن باده که باید لب از او تر نکند کس
از شیشه همان به که بساغر نکند کس
چون موسم گل باده بساغر نکند کس
جز باده بساغر چه کند در نکند کس
گر قاصد پیغام وصال تو فرشته است
حرفی بود این حرف که باور نکند کس
شرطست که در کوی محبت زند از دل
صد چشمه خون جوش و لبی تر نکند کس
فرسوده تنم در سر کویت کف خاکیست
کز ننگ ز بیداد تو بر سر نکند کس
چشم تو برانگیخته باز از صف مژگان
آن فتنه که یاد از صف محشر نکند کس
ایجامه در آن می برو از عشق چه لذت
گر سینه خود چاک بخنجر نکند کس
مشتاق ندارد سخنش تاب شراری
گر کسب دم گرم ز آذر نکند کس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و محبت میپردازد و به این موضوع اشاره دارد که هیچ کس با بادهای که نباید از آن نوشید، لب تر نمیکند. شاعر به سرنوشت عشق اشاره میکند و میگوید که علاوه بر باده عشق، هیچ چیز دیگری نمیتواند انسان را خوشحال کند.
شاعر همچنین به درد و رنج ناشی از عشق و انتظار برای وصال معشوق اشاره میکند و بیان میکند که عشق و محبت دارای شرایط ویژهای است. او از وضعیت جسمی و روحی خود در این راه سخن میگوید و به تاثیر عمیق نگاه معشوق و لحظات عشق اشاره میکند، به طوری که هیچ کس نمیتواند این احساسات را درک کند یا تحمل کند.
به طور کلی، این شعر دربارهٔ عمق و پیچیدگی عشق و درد و شوقهای مرتبط با آن است.
هوش مصنوعی: بادهای که کسی از آن لب نخواهد تر کند، بهتر است در شیشه بماند و کسی آن را در جام نریزد.
هوش مصنوعی: در فصل گل، کسی به جز باده نمینوشد و اگر کسی هم بخواهد کاری بکند، جز باده نوشیدن کار دیگری برایش نیست.
هوش مصنوعی: اگر پیامآور وصال تو فرشته باشد، این سخن به حدی شگفتانگیز است که هیچکس قادر به قبول آن نیست.
هوش مصنوعی: در کوی عشق و محبت، لازم است که انسان از دلش به اندازهای احساس درد و رنج کند که صدها چشمه خون بریزد، اما هیچ کس نباید لبخند بر لب داشته باشد یا تظاهر به خوشحالی کند.
هوش مصنوعی: بدن من در سر راه کوی تو خسته و فرسوده شده است و این خاکی که بر سرم است، از ننگ بی عدالتیهای توست که هیچکس حاضر نیست آن را بر سر نهد.
هوش مصنوعی: چشم تو با آن مژگانش دوباره به حیات آمده است، و این زیبایی و فتنهای که ایجاد کرده، هیچکس را به یاد روز محشر نمیاندازد.
هوش مصنوعی: اگر در میخانه بخت خود را جوانمردانه خرج کنی، از عشق چه لذتی میبری، چرا که اگر دل خود را با درد پاره نکنی، کسی به یاد تو نخواهد آمد.
هوش مصنوعی: کسی که دلش هوای عشق را دارد، نمیتواند از آثار اشتیاقش رهایی یابد. اگر کسی بخواهد از شعله آتش عشق بهرهمند شود، باید دل و جانش را در آن بسوزاند و این کار به سادگی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
هرچند کند ناله و باور نکند کس
آن جامه که از خون جگر تر نکند کس
در کوی تو شرطست که در بر نکند کس
خم در قدحم ریز که در میکده عشق
[...]
با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس
با شهد لبت، میل بشکر نکند کس
فریاد، که چندان ز وفای تو بمردم
گفتم که کنون جور تو باور نکند کس!
از گریه کنم گل همه شب خاک درت را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.