و مرا چون افتاب روشن است که از ظلمت بدکرداری و غدر تو پرهیز میباید کرد. که صحبت اشرار مایه شقاوت است و مخالطت اخیار کیمیای سعادت. و مثل آن چون باد سحری است که اگر بر ریاحین بزد نسیم آن بدماغ برساند، و اگر بر پارگین گذرد بوی آن حکایت کند. و میتوان شناخت که این سخن برتو گران میآید. و سخن حق تلخ باشد و اثر آن در مسامح مستبدان ناخوش.
چون مفاوضت ایشان بدین کلمت رسید شیر از گاو فارغ شده بود و کار او تمام بپرداخته. و چندانکه او را افگنده دید و در خون غلتیده، و فورت خشم تسکینی یافت، تاملی کرد و با خود گفت: دریغ شنزبه با چندان عقل و کیاست و رای و هنر. نمی دانم که در این کار مصیب بودم و در آنچه ازو رسانیدند حق راستی و امانت گزاردند یا طریق خائنان بی باک سپردند. من باری خود را مصیبت زده کردم و توجع و تحسر سود نخواهد داشت.
چون آثار پشیمانی در وی ظاهر گشت و دلایل آن واضح وبی شبهت شد و دمنه آن بدید سخن کلیله قطع کرد و پیش رفت. گفت: موجب فکرت چیست؟ وقتی ازین خرم تر و روزی ازین مبارک تر چگونه تواند بود؟ملک در مقام پیروزی و نصرت خرامان و دشمن در خوابگاه ناکامی و مذلت غلطان، صبح ظفرت تیغ برآورده، روز عداوت بشام رسانیده. شیر گفت:هرگاه که از صحبت و خدمت و دانش و کفایت شنزبه یاد کنم رقت و شفقت بر من غالب و حسرت و ضجرت مستولی گردد، و الحق پشت و پناه سپاه و روی بازار اتباع من بود، در دیده دشمنان خار و بر روی دوستان خال.
دمنه گفت: ملک را بر آن کافر نعمت غدار جای ترحم نیست، و بدین ظفری که روی نمود و نصرتی که دست داد شادمانگی و ارتیاح و مسرت و اعتداد افزاید، و آن را از قلاید روزگار و مفاخر و مآثر شمرد، که روزنامه اقبال بدین معانی آراسته شود و کارنامه سعادت بامثال آن مطرز گردد. در خرد نخورد بر کسی بخشودن که بجان بر وی ایمن نتوان بود. و خصم ملک را هیچ زندن چون گور و هیچ تازیانه چون شمشیر نیست. و پادشاهان خردمند بسیار کس را که با ایشان الف بیشتر ندارند برای هنر و اخلاص چنانکه داروهای زفت و ناخوش برای فایده و منفعت، نه بآرزو و شهوت، خوش بخورند، و انگشت که زینت دست است و آلت قبض و بسط، اگر مار بران بگزد، برای بقای باقی جثه آن را ببرند، و مشقت مباینت آن را عین راحت شمرند.
شیر حالی بدین سخن اندکی بیارامید، اما روزگار انصاف گاو بستد و دمنه را رسوا و فضیحت گردانید، و زور و افترا و زرق و افتعال او شیر را معلوم گشت، و بقصاص گاو بزاریان زارش بکشت، چه نهال کردار و تخم گفتار چنانکه پرورده و کاشته شود بثمرت و ریع رسد.
من یزرع الشوک لایحصد به عنبا
و عواقب مکر و غدر همیشه نامحمود بوده ست و خواتم بدسگالی و کید نامبارک. و هرکه دران قدمی گزارد و بدان دستی دراز کند آخر رنج آن بروی او رسد و پشت او بزمین آرد.
و البغی یصرع اهله
و الظلم مرتعه وخیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان اهمیت پرهیز از معاشرت با افراد بد و اشرار و انتخاب دوستان نیکو و بافضیلت میپردازد. نویسنده میگوید که دوستی با افراد شایسته مشابه بادی سحری است که خوشبویی و لطافت خود را به محیط پیرامون منتقل میکند، در حالی که در کنار اشرار شقاوت و ناامیدی پدید میآید.
شیر در این داستان با احساس پشیمانی و رنجش از انتخابهای اشتباهش مواجه میشود و این عواطف او را به تفکر وا میدارد. دمنه، از شخصیتهای داستان، به شیر مشاوره میدهد که بر دشمنانش رحمت نکند زیرا خیانت و غداری که از آنها سر میزند، مستحق مجازات است.
در انتها، نویسنده به این نکته اشاره میکند که عواقب بدی که ناشی از خیانت و مکر است، به سر خود فرد خواهد آمد و هر کس که در مسیر نادرست قدم بگذارد، در نهایت با رنج و عذاب مواجه خواهد شد. این متن به تصویر کشیدن عاقبت کار نکردن به عاقلانه و درست در انتخاب دوستان و دشمنان اشاره دارد و تأکید میکند که ظلم و خیانت عاقبت ناپسندی دارد.
هوش مصنوعی: من همچون آفتاب روشن هستم که باید از تاریکی کردار ناپسند و خیانت تو دوری کرد. صحبت با اشرار باعث بدبختی میشود و همراهی با نیکان، راهی به سوی سعادت است. این مانند بادی لطیف است که اگر به گلها بوزد، عطرشان را به مشام میآورد و اگر به جاهای ناپسند برخورد کند، بوی بد آن را منتقل میکند. میدانم که شنیدن این سخنان برای تو دشوار است و کلام حق اگرچه تلخ باشد، اما اثر آن بر افراد سهلانگار و مستبد خوشایند نیست.
هوش مصنوعی: در حینی که آنها به گفتگو مشغول بودند، شیر از گاو جدا شده و کارش تمام شده بود. وقتی شیر را دید که در خونش غوطهور است، کمی متوقف شد و به فکر فرو رفت. با خود گفت: چقدر حیف است که با این همه عقل و تدبیر و هنر گرفتار چنین وضعیتی شده. نمیدانم آیا در این ماجرا دچار مصیبت شدهام و آیا راست و امانت را رعایت کردهاند یا اینکه به راه خیانت و بی باکی رفتهاند. در نهایت، من خود را دراین مشکل انداختهام و هیچ تاسف یا نگرانیای به حال من سودی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: وقتی نشانههای پشیمانی در او نمایان شد و دلایل آن غیرقابل انکار گردید، دمنه آن را دید و سخن کلیله را قطع کرده و به جلو رفت. او گفت: چه چیزی تو را به فکر وادار کرده است؟ هنگامی که این روز خوش و خرم را داریم، چگونه ممکن است روزی بهتر از این باشد؟ در این حال، پادشاه در پیروزی و افتخار است و دشمن در خوابگاه شکست و ذلت، در حالیکه صبح با شمشیر پیروزی به میدان آمده و شب را در دشمنی گذرانده است. شیر پاسخ داد: هر بار که به یاد صحبت، خدمت، دانش و کفایت شنبال میآورم، احساس رقت و شفقت بر من غلبه میکند و حسرت و ناراحتی در وجودم مستولی میشود. واقعاً، من پشت و پناه سپاه خود و افتخار پیروزیام هستم، اما در نظر دشمنانم مانند خار و در نظر دوستانم مانند لکهای نازیبا جلوه میکنم.
هوش مصنوعی: دمنه بیان کرد که پادشاه نباید نسبت به آن کافر نعمت غدار رحمت نشان دهد، زیرا با پیروزی و کمکی که نشان داد، باید خوشحالی و آرامش بیشتری بگیرد و آن را به عنوان یکی از افتخارات روزگار و نشانههای سعادت در نظر بگیرد. در عقل نمیگنجد که به کسی رحم شود که نسبت به او احساس امنیت نمیشود. دشمن پادشاه را هیچ چیز مانند گور و هیچ تازیانهای مانند شمشیر تهدید نمیکند. پادشاهان دانا افرادی را که با آنها رابطه چندانی ندارند، به خاطر استعداد و صداقتشان مانند داروهای تلخ میپذیرند، به شرطی که به نفع و منفعت باشد، نه بر اساس آرزو و خواستن. همچنین اگر انگشت که زینت دست است مورد حمله مار قرار گیرد، برای حفظ بدن آن را قطع میکنند و سختی جدایی از آن را به عنوان راحتی در نظر میگیرند.
هوش مصنوعی: شیر لحظهای در برابر این سخن آرامی یافت، اما سرنوشت به گوساله انصاف نداد و دمنه را مورد تمسخر و فضاحت قرار داد. زور و تهمتهای او برای شیر آشکار شد و به زشتکاریهای او پی برد. به همین دلیل، شیر به انتقام گوساله پرداخت و او را نابود کرد، زیرا هر عملی و هر گفتاری که انجام شود، مانند دانهای است که کاشته میشود و در نتیجهاش برداشت خواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که خار میکارد، نمیتواند عرق و برکت برداشت کند.
هوش مصنوعی: عواقب خیانت و نیرنگ همیشه نامطلوب بوده و نتایج منفی به دنبال دارد. هر کسی که به چنین کارهایی دست بزند خود در نهایت رنج میکشد و عاقبت بدی برایش رقم میخورد.
هوش مصنوعی: ظلم و ستم به خودی خود انسانها را به ورطه نابودی میکشاند و عاقبت بدی برای کسانی که به این کارها روی میآورند به ارمغان میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.