ملک گفت: اگر آن از جهت تو بر سبیل ابتدا رفتی تحرز نیکو نمودی، ولکن چون بر سبیل قصاص و جزا کاری پیوستی، و قضیت معدلت همین است، مانع ثقت و موجب نفرت چیست؟ فنزه گفت: موضع خشم در ضمایر موجع است و محل حقد در دلها مولم، و اگر به خلاف این چیزی شنوده شود اعتماد را نشاید، که زبان در این معانی از مضمون عقیدت، عبارت راست نکند و بیان در این سفارت حق امانت نگزارد، اما دلها یک دیگر را شاهد عدل و گواه به حق است و از یکی بر دیگری دلیل توان گرفت، و دل تو در آنچه میگویی موافق زبان نیست، و من صعوبت صولت ترا نیکو شناسم و در هیچ وقت از باس تو ایمن نتوانم بود.
کز کوه گاه زخم گرانتر کنی رکاب
وز باد وقت حمله سبکتر کنی عنان
ملک گفت: میان دوستان و معارف احقاد و ضغائن بسیار حادث گردد، چه امکان جهانیان از بسته گردانیدن راه آزار و خصومت قاصر است، و هرکه به نور عقل آراسته باشد و به زینت خرد متحلی بر میرانیدن آن حرص نماید و از احیای آن تجنب لازم شمرد. فنزه گفت: العوان لاتعلم الخمرة. من گرم و سرد جهان بسیار دیدهام و عمر در نظاره مهرهبازی چرخ به پایان رسانیدهام، و بسیار نفایس زیر حقه این دهر بوالعجب به باد دادهام، و از ذخایر تجربت و ممارست استظهاری وافر حاصل آورده، و به حقیقت بشناخته که هرکه بر پشت کره خاک دست خویش مطلق دید دل او چون سر چوگان به همگنان کژ شود و بر اطلاق فرق مروت را زیر قدم بسپرد و روی آزرم وفا را خراشیده گرداند؛ و بر من این معانی نگردد؛ و پیر فریفتن روزگار ضایع گردانیدن است.
و آنچه بر لفظ ملک میرود عین صدق و محض حقیقت است، اما در مذهب خرد قبول عذر ارباب حقد محظور است و طلب صلح اصحاب عداوت حرام. زیرا که دران خطر بزرگ است و جان بازی ندبی گران، تا حریف ظریف و کعبتین راست و مجاهز امین نباشد دران شروع نشاید پیوست. و نیز صورت نبندد که خصم موجبات وحشت فروگذارد و از ترصد فرصت در مکافات آن اعراض نماید، و بسیار دشمنانند که به قوت و زور بریشان دست نتوان یافت و به حیلت و مکر در قبضه قدرت و چنگال نقمت توان کشید، چنانکه پیل وحشی مؤانست پیل اهلی در دام افتد. و من به هیچ وقت و در هیچ حال از انتقام ملک ایمن نتوانم بود، روزی در خدمت او بر من سالی گذرد، چه ضعف و حیرت من ظاهر است و شکوه و مهابت او غالب.
شیطان سنان آب دارت را
ناداده شهاب کوب شیطانی
باران کمان کامگارت را
نادوخته روزگار بارانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این گفتوگو، ملک و فنزه دربارهی احساسات و روابط بین دوستان و دشمنان صحبت میکنند. ملک میگوید که اگرچه ممکن است در آغاز از خود تحرز نشان دهی، اما در نهایت وقتی به قضا و جزا میرسی، احساس انتقام و نفرت را نمیتوان نادیده گرفت. فنزه پاسخ میدهد که دلها و احساسات در برابر بیعدالتی گواهی میدهند و اگر دل تو با زبانت هماهنگ نیست، به دنبال حقیقت بیشتری باش.
فنزه تجربههای خود را از زندگی و تغییرات آن بیان میکند و به این نکته اشاره میکند که نوعی اتفاقات و خصومتی که بین انسانها اتفاق میافتد، اجتنابناپذیر است. او میافزاید که تلاش برای صلح بین دشمنان خطرناک است، مگر آنکه شرایط و آمادگی کافی برای مواجهه با عواقب وجود داشته باشد. در آخر، او بیان میکند که همیشه نگران انتقام و خشم ملک است و به هیچ وجه از آن ایمن نیست.
هوش مصنوعی: ملک گفت: اگر تو از ابتدا با احتیاط عمل کردهای، خوب است، اما وقتی کار به قصاص و مجازات میرسد و داوری تو هم همین را نشان میدهد، دیگر چه چیز مانع اعتماد و چه چیزی موجب نفرت است؟ فنزه پاسخ داد: خشم در دلها ریشه دارد و کینه در دلها جای میگیرد. اگر خلاف این را بشنوم، دیگر نمیتوان به اعتماد ادامه داد، زیرا زبان در این مسائل آنچه را که در دل وجود دارد به درستی بیان نمیکند و در این مسیر حق، زبان امانت را حفظ نمیکند. اما دلها میتوانند شاهد عدل و گواه حق باشند و میتوان از یکی به نفع دیگری دلیل آورد. دل تو با آنچه میگویی هماهنگ نیست و من خوبی خشم تو را به خوبی میشناسم و هرگز از قدرت تو احساس امنیت نمیکنم.
هوش مصنوعی: از کوه، گاه میتوانی با فشار بیشتری رکاب بزنی و در هنگام حمله، با وزش باد، لگام اسب را راحتتر در دست بگیری.
هوش مصنوعی: ملک گفت: میان دوستان، دشمنیها و مشکلها همیشه پیش میآید، زیرا انسانها نمیتوانند راههای آزار و عداوت را کاملاً ببندند. کسی که با عقل و خرد آراسته باشد، باید از بروز این مشکلات دوری کند و تلاش کند تا حسد و کینه زنده نشود. فنزه گفت: هر چیزی را نمیتوان به راحتی فهمید. من تجربیات زیادی از روزگار دیدهام و عمرم را در تماشای چرخ زندگی سپری کردهام. بسیاری از چیزهای باارزش را در این دنیا از دست دادهام و از تجربیاتم آموختهام که کسی که خود را بالای کره خاکی ملاقات کند، ممکن است به راحتی ارزشهای انسانی خود را فراموش کند و در برابر دوستانش، بیاعتنایی کند. این مفاهیم برای من تازگی ندارد و فریب بودن در روزگار زودگذر تنها سبب از دست دادن است.
هوش مصنوعی: آنچه درباره واژه "ملک" گفته میشود، کاملاً به حقیقت نزدیک و واقعی است، اما در دنیای عقل و درک، پذیرش عذر از سوی کسانی که حسادت دارند، ناممکن است و جستوجوی صلح از سوی دشمنان، کاری نادرست به حساب میآید. زیرا در این زمینه خطرات بزرگی نهفته است و جان آدمی در خطر است، تا زمانی که حریف، قوی و مناسب نباشد، نباید به این کار اقدام کرد. همچنین نباید طوری رفتار کرد که دشمن بتواند از موقعیتها استفاده کند و فرصت را برای انتقام جستوجو کند. دشمنانی هستند که به دلیل قدرت و زورشان، نمیتوان به راحتی با آنها مقابله کرد و تنها با فریب و مکر میتوان توانایی آنها را تحت کنترل درآورد. مانند اینکه فیل وحشی به دام فیل اهلی میافتد. من هیچ وقت و در هیچ شرایطی از انتقام پادشاه در امان نیستم و هر لحظه میتواند بر من بگذرد، زیرا ضعف و حال نگرانکننده من مشهود است و شکوه و قدرت او غالب است.
هوش مصنوعی: شیطان با دندانهایش به دیگران آسیب میزند و در هر لحظه به هر شیطنتی دست میزند.
هوش مصنوعی: در روزهای بارانی، روزگار به تو لباسی نمیپوشاند که در آن خوشبختی و شادی را احساس کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.