گفت: بوزنگان را عادت است که چون بزیارت دوستی روند و خواهند که روز برایشان بخرمی گذرد و دست غم بدامن انس ایشان نرسد دل با خود نبرند. که آن مجمع رنج و محنت و منبع غم و مشقت است و باختیار صاحب خود بر اندوه و شادی ثبات نکند، و هر ساعت عیش صافی را تیره میگرداند و عمرهنی را منغص میکند. و چون بخانه تو میآمدم خواستم که انس دیدار تو بر من تمام شود. وزشت باشد که خبر ملالت آن مستوره شنودم و دل با خود نبرم، و ممکن است که تو معذور داری، لکن آن طایفه بد برند که «با چندین سوابق اتحاد دراین محقر مضایقت مینماید، و طلب فراغ تو در آنچه ضرری بمن راجع نمی گردد فرو میگذاری. »
اگر بازگردی تا ساخته و آماده آیم نیکوتر.
باخه برفور بازگشت و بنجح مراد و حصول عرض واثق شد، و بوزنه را برکران آب رسانید، او بتگ بر درخت دوید. باخه ساعتی انتظار کرد، پس آواز داد. بوزنه بخند ید و گفت:
ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی
در شرط تو نبود که با من تواین کنی
که من در ملک عمر بآخر رسانیده ام و گرم و سرد روزگار چشیده و بخیر و شر احوال بینا گشته، و امروز که زمانه داده خود باز ستد وچرخ در بخشیده خود رجوع روا داشت در زمره منکوبان آمده ام و از این نوع تجربت بیافته، و مثل مشهور است که «قد انزلنا و ایل علینا. » و بحکم این مقدمات هرچه رود برمن پوشیده نماند، و موضع نفاق و وفاق نیکو شناسم. درگذر از این حدیث و بیش در مجلس مردان منشین و لاف حسن عهد فروگذار. چه اگر کسی درهمه هنرها دعوی پیوندد واز مردمی ومروت بسیار تصلف جایز شمرد چون وقت آزمایش فراز آید هراینه بر سنگ امتحان زرد روی گردد، و انواع چوبها در صورت مجانست و مساوات ممکن شود، و اگر بانگی بیارایند و در زینت تکلفی فرمایند کمتر چوبی را بر ظاهر دیدار بر عود رجحان ومزیت افتد، اما چون انصاف آتش در میان آید عود را در صدر بساط برند و ناژ را علف گرمابه سازند.
چون بآتش رسند هر دو بهم
نبود فعل عود چون چند چندن
و نیز گمان مبر که من همچون آن خرم که روباه گفته بود که دل و گوش نداشت. باخه پرسید که: چگونه است آن؟
گفت:
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، گفتگویی بین شخصی به نام بوزنگان و دوستانش درباره مشکلات و رنجهای زندگی و دوستیها مطرح میشود. بوزنگان اظهار میدارد که به دیدار دوستان میروند تا مدتی از غمها دور باشند، اما این جمعها غالباً همراه با رنج و مشقت هستند و نمیتوانند شادی واقعی را به ارمغان بیاورند. او به نگرانیاش از وضعیت دوستان و عدم توانایی آنها در درک شرایطش اشاره میکند. بوزنگان به تجربههای زندگی خود و صبوری در برابر سختیها صحبت میکند و به این نکته تأکید میکند که در زمان آزمایش، شخصیت واقعی افراد آشکار میشود. او معتقد است که اگرچه ممکن است در ظاهر دوستی و محبت وجود داشته باشد، اما در مواقع بحرانی، واقعیات نهفته نمایان میشوند و شخصیتی که خود را در هنرها و مروت متظاهر میکند، در عمل بهتر شناخته میشود. در پایان، او با استفاده از مثالی از داستانهای قدیمی به اهمیت صداقت و انصاف در روابط انسانی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: گفت: بوزنگان عادت دارند که وقتی به دیدار دوستی میروند، میخواهند روزشان به خوشی سپری شود و غم از دلشان دور شود. زیرا آن جمعی که در آن هستند، پر از رنج و درد و منبعی از غم و سختی است و نمیتوانند شادی و اندوه خود را مدیریت کنند. هر لحظه خوشی را تیره میکنند و عمر را ناخوشایند میسازند. وقتی به خانه تو میآمدم، خواستم که از دیدار تو لذتی کامل ببرم. بد است که از غم آن بانوی محترم باخبر شوم و دلخوری را با خود ببرم. ممکن است تو دلیل خاصی داشته باشی، اما آن گروه بد میگویند که با وجود اینهمه ارتباط و نزدیکی، در این مورد از من فاصله میگیری و نیازی به آرامش و راحتی من را نادیده میگیری.
هوش مصنوعی: اگر برگردی، زمانی که آماده و مهیا شدهام، بهتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: باخه به دریاچه بازگشت و مطمئن شد که مراد برآورده شده و موفق شده است. او بوزنه را به کنار آب رساند و بوزنه مثل پرندهای بر درخت دوید. باخه مدتی منتظر ماند و سپس صدایش زد. بوزنه خندید و پاسخ داد.
هوش مصنوعی: ای دوست، تو در عین دوستی همواره دشمنی کردی. در واقع، نباید اینگونه با من رفتار میکردی.
هوش مصنوعی: من در زندگی خود تجربیات زیادی را پشت سر گذاشتهام و روزهای خوش و بد را دیدهام. اکنون که احساس میکنم زمان به من فرصتی دوباره داده است و به میان افرادی که در سختیها قرار دارند آمدهام، از این تجربیات چیزهایی آموختهام. معروف است که «پیامی بر ما نازل شده است.» بر اساس این پیشینه، دیگر چیزی در زندگیام پوشیده نمیماند و بهخوبی میتوانم نقاط قوت و ضعف را تشخیص دهم. به نکته دیگری میپردازم؛ در جمع مردان با ذکر حسن اعتماد نباید لاف بزنید. چرا که اگر کسی بخواهد در تمام هنرها ادعای توانمندی کند و خود را مردی باشرافت و با اخلاق نشان دهد، زمانی که آزمایشی پیش بیاید، حقیقت خود را نشان خواهد داد. انواع چوبها همواره در ظاهر ممکن است یکسان به نظر برسند، اما زمانی که انصاف و حقیقت به میان میآید، درخت عود برتر و ارزشمندتر شناخته میشود و چیزهای کمارزشتر در نهایت به فراموشی سپرده خواهند شد.
هوش مصنوعی: زمانی که دو چیز به آتش میرسند و با هم ترکیب میشوند، دیگر نمیتوانند به حالت قبلی خود بازگردند، مانند چوبی که چند بار در آتش سوخته است و دیگر نمیتواند به حالت اولیهاش برگردد.
هوش مصنوعی: همچنین فکر نکن که من مانند آن خر هستم که روباه گفت که نه دل دارد و نه گوش. باخه پرسید: چگونه چنین چیزی ممکن است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.