گنجور

شمارهٔ ۹۹ - قطعه

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

بهر جمعی عیب جویان بستم این احرام دوش

کز تعصب چست بر بندم میان خود به هجو

برنیارم بر مراد دل دمی با دوستان

برنیارم تا دمار از دشمنان خود به هجو

در پس زانوی فکرت چون نشستم تا کنم

در سزای ناسزایان امتحان خود به هجو

رستخیزی بود موقوف همین کز ابر طبع

سردهم سیلی و بگشایم دهان خود بد هجو

شد هیولی قابل صورت ولی رخصت نداد

پاکی طبعم که الایم زبان خود به هجو

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام