ای تو را قدر و جلال از چرخ ذی قدرت زیاد
وی تو را جود و نوال از بجر گوهرپاش بیش
در زمان چون تو سلطانی که اخراجات من
بیتعلل میدهد از مخزن احسان خویش
از برای آن زمین کز من به جان شد منتقل
کرده صاحب جمع تو اطلاق مال سال پیش
هر که با مداح خاص الخاص سلطان این کند
با دگر مردم چه باشد داب این بیداد کیش
حسبةلله بر کش از سر این گرگ پوست
تا به مردم خویش را ننماید اندر رنگ میش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به تعریف و ستایش سلطانی میپردازد که دارای قدرت و بخشش فراوان است. شاعر به ویژگیهای مثبت او اشاره میکند و میگوید که این سلطان در زمانهاش بینظیر است و احساناتش به مردم بیوقفه ادامه دارد. همچنین انتقاداتی به دیگران میکند که نمیتوانند به اندازه او در کارهای خیر و نیکو عمل کنند. در نهایت، شاعر بر لزوم بازشناسی و تمایز بین نیکوکاران و نمایندگان بد نیت تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای تو که از آسمان بزرگی و عظمت زیادی داری، و تو را بخشش و کرم فراوانی است که چون جواهر از دلت میریزد.
هوش مصنوعی: در زمانی که تو به عنوان پادشاهی، من نیز بدون شک و تردید از ذخیرهی لطف و بخشش تو استفاده میکنم.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که برای زمین و ملک خود هر چه که از من گذشته، به خاطر آن صاحب جمع و مال سال گذشته را به سمت خود کشیدهام. به نوعی بیان میکند که مسائلی که در گذشته برای من پیش آمده، اکنون روی زندگی و املاکم تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در حضور مداح ویژه سلطان این کار را کند، با دیگر مردم چه برابری دارد؟ این رفتار نشانهای از ظلم و فساد در اعتقادات است.
هوش مصنوعی: خداوند به ما کمک کند تا این گرگ که در ظاهر همانند بره است را شناسایی کنیم، تا مردم نتوانند با چهرهای موجه خود را پنهان کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شد دل من خون ز داغ هجر او یارب کیش
بینم و از دیده و دل آورم نقل و میش
دی به ره بود او روان و من فتادم بر زمین
می شد او چون آفتاب و من چو سایه از پیش
شرح روزنها که از تیر تو دارد سینه ام
[...]
دوش دیدم ماه را مانند پیکی تیز رو
زهره با بر بط خرامان از پس و قاصد ز پیش
گفتم این تعجیل بهر چیست گفتا فرصت است
کین زمان بهرام و کیوانرا ز ما کندست نیش
سعد قاضی را ز بهر خطبه خواندن میبرم
[...]
گر سر ترک کلاه فقر داری ای فقیر
چار ترکت باید اول تا رود کارت ز پیش
ترک اول ترک مال و ترک ثانی ترک جاه
ترک ثالث ترک راحت ترک رابع ترک خویش
ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
خون چون من بیکسی آسان توان بردن ز پیش
هست بیش از طاقت من بار اندوه فراق
بیش ازین طاقت ندارم گفتهام سد بار بیش
ناوکت گفتم زدل بگذشت رنجیدی به جان
[...]
میگذاری تابکی بهر اجابت دست پیش
کن خراب ارکان ظلم ظالمان کفر کیش
سینه ما را مکن زین بیشتر از غصه ریش
چشم ما بهر خدا روشن کن از دیدار خویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.