گنجور

شمارهٔ ۱۱۲ - وله ایضا

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای نمایان سهیل اوج وجود

کافتاب سپهر ایجادی

وی همایون نگین خاتم جود

که چو حاتم به بذل معتادی

دل ویران هرکه بود نهاد

ز التفات تو رو به آبادی

در ترازوی جود سنگ سبک

بهر هیچ آفریده ننهادی

لیک نوبت به دوستان چو رسید

تو به راه تغافل افتادی

وه چه گفتم تو حاتم ید جود

از کرام داد حاتمی دادی

آشکارا اگر چه بر رخ ما

در احسان خویش بگشادی

خدمت چند روزهٔ ما را

دستمزد نکو فرستادی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام