ای مهین آصفی که عالم را
آستان تو ملجاء است و پناه
وی گزین سروری که بر کرمت
راستان دو عالمند گواه
وزرای دگر که داشتهاند
عزت و شان خود به جود نگاه
چون ازیشان چو شاعران دگر
همت من نبوده احسان خواه
جو و کاهی برای استر من
میفرستادهاند بیاکراه
تو که از لطف خالق رازق
بر همه فایقی به حشمت و جاه
یا چو حکام سابق از احسان
بفرست از برای او جو و کاه
یا برای ملازمان دگر
بستان از من این بلای سیاه
ورنه مانند برق خرمنسوز
سر به صحراش میدهم ناگاه
کز تف شعلههای آتش جوع
نگذراد درین حدود گیاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مهین آصفی، که او را پناه و ملجأ عالم میداند، میپردازد. او از مقام و احسان آصفی سخن میگوید و با اشاره به وزرای دیگر، تأکید میکند که هیچکس مانند او وجود ندارد. شاعر از آصفی میخواهد که جو و کاهی برای استر او بفرستد و به او یادآور میشود که اگر احسان نکند، ممکن است در عواقب گرسنگی و قحطی با مشکلاتی مواجه شود. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که در صورت عدم کمک، او ناچار خواهد شد به بیابان برود و از خطرات آتش و گرسنگی فرار کند.
هوش مصنوعی: ای بهترین و برجستهترین شخصیت، که تمام جهان به درگاه تو پناه میآورد و بینهایت به تو تکیه دارد.
هوش مصنوعی: به کسی اعتماد کن که درستیاش بر همه اهل دنیا روشن و مشخص است.
هوش مصنوعی: وزرای دیگری که در گذشته بودهاند، به واسطه بخشش و سخاوت خود هرگز از عزت و جایگاهشان کم نشدهاند.
هوش مصنوعی: چون از آنها، مانند شاعران دیگر، من توقع کمک و محبت ندارم.
هوش مصنوعی: آنها بدون هیچ گونه اجباری برای استر من جو و کاهی ارسال میکردند.
هوش مصنوعی: تو که با بخشش و generosity خالق، بر دیگران برتری داری و در مقام و بزرگی برجستهای.
هوش مصنوعی: یا مانند حکام گذشته از لطف و احسان خود برای او جوی و کاهی بفرست.
هوش مصنوعی: برای خدمتگزاران دیگر این درد سیاه را از من بگیر.
هوش مصنوعی: اگر نبود که حالا در کنارت هستم، به یکباره مانند آتشی که خرمن را میسوزاند، به دشت و بیابان میروم.
هوش مصنوعی: از گرما و شعلههای آتش، گرسنگی در این مناطق نمیگذرد و گیاهان نمیتوانند رشد کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از شبستان ببشکم آمد شاه
گشت بشکم ز دلبران چون ماه
ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
شاه حُسنی و ، عاشقانْت سپاه
هر کجا بنگری ، دمد نرگس
هر کجا بگذری ، برآید ماه
روی و موی تو نامهٔ خوبی است
[...]
کار زرگر به زر شود بر راه
زر به زرگر سپار و کار بخواه
بر فلک بر دو مرد پیشه ورند
آن یکی درزی آن دگر جولاه
این ندوزد مگر قبای ملوک
و آن نبافد مگر گلیم سیاه
دولت خاص و خاصه زاده شاه
رایت فخر بر کشید به ماه
تاج گردون محمد آنکه گرفت
در بزرگیش ملک و عدل پناه
ملک را داد رای او رونق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.