حسن که تابان ز سراپای توست
جوهرش از گوهر یکتای توست
ناز که غارتگر ملک دل است
مملکت آشوب ز بالای توست
غمزه که غارتگر ملک دل است
مملکت آشوب ز بالای توست
غمزه که جادوگر مردم رباست
سرمه کش نرگس شهلای توست
جلوه که نخلی است ز بستان حسن
دست نشان قد رعنای توست
عشوه که موجی ز محیط صفاست
غرق فنون از حرکتهای توست
فتنه که او سلسله بند بلاست
بندی گیسوی سمن سای توست
سحر کزو پنجه دستان قویست
شانه کش زلف چلیپای توست
نطق که شمع لگن زندگی است
زنده به لعل سخن آرای توست
محتشم خسته که مشت خس است
موج خور بحر تمنای توست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت حسن است که از اجزای مختلف او توصیف میشود. شاعر به جنبههای مختلف زیبایی حسن اشاره میکند و او را به عنوان یک موجود جادویی و سحرآمیز میستاید. با استفاده از تصاویری چون غمزه، جلوه و عشوه، شاعر نشان میدهد که حسن نه تنها جذاب است، بلکه تأثیر عمیقی بر دلها و زندگی دیگران دارد. در نهایت، شاعر بیان میکند که زیبایی او مانند دریا و یا جواهرات ارزشمند است و او به نوعی منبع زندگی و لذت برای دیگران میباشد.
هوش مصنوعی: زیبایی و درخشندگی تو از سر تا پا نشأت گرفته و اصل و ذات آن به یکتایی و خاص بودن تو برمیگردد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث شده که دلها را به تسخیر درآورد و این وضعیت بینظمی و آشفتگی دلها به خاطر وجود توست.
هوش مصنوعی: چشمک زدن تو باعث ویرانی قلب من است و آشوبی که در دل به پا کردهام به خاطر محبت و جذبهی توست.
هوش مصنوعی: نگاه تو همچون جادوگری است که دلها را میرباید و زیبایی چشمانت مانند سرمهای است که بر روی نرگسهای شهلای تو کشیده شده است.
هوش مصنوعی: جلوهای که مانند درختی از باغ زیبایی است، نشاندهندهی دستهای خوشفرم و قد زیبا و دلربای توست.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت تو مانند موجی است که از محیطی آرام و زیبا برمیخیزد. این جذابیت به قدری قوی است که انسان را در فنون و مهارتهایش غرق میکند، به گونهای که حرکتها و رفتارهای تو همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهند.
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی تو به قدری است که تمام مشکلات و فتنهها به گرداب آن گیسوی خوشبو و لطیف تو میافتند.
هوش مصنوعی: صبحی است که از آن، دستان تو، به زیبایی همانند شانه کشیدن زلفهای پیچیدهات، توانمند و قوی میدرخشند.
هوش مصنوعی: گفتار و سخن آدمی مانند شمعی است که زندگی را روشن میکند و این روشنی به واسطه زیبایی و جذابیت کلام تو به وجود میآید.
هوش مصنوعی: محتشم در حال خستگی است و این خستگی مانند تلاطم موجهای دریا در آرزوی دستیابی به توست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که درین کشتی غم جای توست
خون تو در گردن کالای توست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.