بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
سگ کویت به فغان آمد رسوا گشتم
طوطی ناطقهام قوت گفتار نداشت
دیدم آئینهٔ روی تو و گویا گشتم
کام جان با خط سبز و لب جانبخش تو بود
هرزه عمری ز پی خضر و مسیحا گشتم
چون برم پی به مقام تو گرفتم چو صبا
پا ز سر کردم و سر تا سر دنیا گشتم
منم ای شمع بتان مرغ سمندر خوئی
که چو پروانه به دوران تو پیدا گشتم
تاب دیدار تو چون آورم ای غیرت حور
من که نادیده مه روی تو شیدا گشتم
هر که پیمود ره الفت من وحشی گشت
بس که با وحش من بادیه پیما گشتم
محتشم تا روش فقر و فنا دانستم
منکر جاه جم و حشمت دارا گشتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن اشعار شاعری است که در آن به عشق و دلبستگی به معشوق میپردازد. شاعر از درد و رنجی میگوید که در پی جستجوی معشوق متحمل شده است. وی به سرگردانی و بیقراریهای خود اشاره میکند و چگونگی عشقش به معشوق را بیان میکند. همچنین، او از زیبایی معشوق و اثرات مثبت آن بر روح و جانش سخن میگوید و به فقر و سادگی خود در مقابل جلال و شکوه معشوق اعتراف میکند. شاعر در این شعر، به تجلی عشق و تأثیر آن بر زندگیاش میپردازد و خود را در پی یافتن معشوق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: در هر بار که در خیابان تو دیده شدم، سگی که در آنجا بود با صدای بلند اعتراض کرد و من در این میان رسوا شدم.
هوش مصنوعی: من مانند طوطی هستم که فقط میتواند صحبت کند اما در واقع حرفهای درستی نمیزند. وقتی به جمال تو نگاه کردم، متوجه شدم که چقدر متوجه و گویا شدهام.
هوش مصنوعی: زندگی من با زیبایی خط سبز و لب شیرین تو پر از لذت بود. ولی من بیهدف و به دور از واقعیت، سالها دنبال خضر و مسیحا گشتم.
هوش مصنوعی: وقتی در جستجوی مقام و جایگاه تو برمیآیم، مانند نسیم از سر خود بیرون میروم و در تمام دنیا سفر میکنم.
هوش مصنوعی: من هم مانند شمعی هستم که به خاطر زیبایی و جذابیت تو، به دور تو میگردم و چون پروانهای به عشق تو وجودم را فدای تو کردهام.
هوش مصنوعی: من چقدر مشتاق دیدار تو هستم، ای موجودیتی که نامی از حوریان داری! حتی بدون اینکه تو را دیده باشم، به زیباییات دل باختهام.
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر دوستی من قدم برداشت، به طرزی دیوانهوار گرفتار شد، چرا که به اندازه کافی با ناپایداریها و سختیهای زندگی مواجه شدهام.
هوش مصنوعی: محتشم، وقتی به مقام فقر و ناپایداری پی بردم، از مقام و ثروت پادشاه و بزرگی افراد دیگر دست کشیدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتم
آمد آنشمع برون ناگه و رسوا گشتم
عاقبت نقد مرا دل خود داد بدست
سالها گرچه بدر یوزه دلها گشتم
منم آن ذره که بی نام و نشان میباشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.