گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۱

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای روی تو از می ارغوان رنگ

دارد سمنت ز ارغوان رنگ

در دور خط تو می‌نماید

آیینهٔ آفتاب در زنگ

در سلسلهٔ تو همچون مجنون

صد خسرو بی‌کلاه و اورنگ

خواهم شومت دچار اما

در خواب که دربرت کشم تنگ

از غمزهٔ پر فن تو پیداست

کیفیت صلح و صورت جنگ

صدر نگفسون در آن دو چشمست

در هر رنگی هزار نیرنگ

این دل که تو داری ای غلط مهر

نرم است چو موم و سخت چو نسنگ

دل میشنو اندم در آن زلف

نالیدن طایر شب آهنگ

ای گل برهی مرو که خاری

در دامن عصمتت زند چنگ

یک لحظه به غیر اگر بیائی

بگریزی ازو هزار فرسنگ

در پای فتادنم ز کویت

عذریست چو عذر محتشم لنگ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام