محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
قیامتست قیامت نشست و خیز سمندش
تصرف از طرف اوست زان که وقت توجه
دراز دستتر از آرزوی ماست کمندش
میانهٔ هوس و حسن بستهاند به موئی
هزار سلسله برهم ز جعد سلسله بندش
نهاد یاری مهر و وفا به یکطرف آخر
دل ستیزه کز جنگجوی جور پسندش
هزار جان گرامی فدای ناوک یاری
که گاه گاه شود پر کش از کمان بلندش
ز خلق دل به کسی بند اگر حریف شناسی
که نگسلد ز تو گر همه از آهنست میشکنندش
مدار باک اگر کرد دل به من گله از تو
که پیش ازین ز تو بسیار دیدهام گلهمندش
درم خریده غلام ویست محتشم اما
صلاح نیست که گویم خریده است به چندش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و محبت و همچنین ناراحتیها و چالشهای آن است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و توصیفاتی از قدرت و جذبهی او دارد. او همچنین از ناپایداری دنیا و دلنگرانیهایی که از روابط به وجود میآید سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که هرچند دل به کسی بستیم، این احساس ممکن است با چالشهایی روبرو شود، اما ارزش و وفاداری عشق قابل انکار نیست.
هوش مصنوعی: جایی که اسب زیر درخت بلندش در حال حرکت است، به قدری جذاب و زنده است که میتوان آن را به روز قیامت تشبیه کرد. در اینجا به وضوح هیجان و زیبایی طبیعت حس میشود.
هوش مصنوعی: او در کنترل و تصرف امور است، چون زمانی که توجه کامل به او میشود، دسترسی و امکانات او بیشتر از آرزوها و خواستههای ماست.
هوش مصنوعی: در میان آرزوها و زیباییها، ارتباطی بسیار ظریف و شکننده برقرار است که به اندازهی یک مو باریک و نازک است. این ارتباط، هزاران رشته را به هم متصل کرده و پیچیدگی خاصی به زیبایی آن میدهد.
هوش مصنوعی: یاری با مهر و وفا را یکسو قرار داده و در دل، کینهای از ستیزهجویی وجود دارد که از زندگی ناپسند میآید.
هوش مصنوعی: هزار بار جان عزیزم را فدای تیرکمانی میکنم که از آن محبت یاری با عشقی بینظیر پرتاب میشود و گاهی به یاد من به پرواز درمیآید.
هوش مصنوعی: اگر با کسی که قابل اعتماد است دوستی برقرار کنی، در این صورت دل خود را به او بسپار، زیرا حتی اگر همه افراد اطراف او از جنس آهن باشند و محکم به نظر برسند، او نمیتواند رابطهتان را قطع کند.
هوش مصنوعی: نگران نباش اگر دل من به تو دلخوری دارد، چرا که من پیش از این از تو ناراحتیهای زیادی دیدهام.
هوش مصنوعی: مال من را او خریداری کرده، اما صحیح نیست که بگویم به چه مقدار.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنین که بسته شدم باز من به زلف چو بندش
خلاص من متصور کجا شود ز کمندش؟
به رنگ چهرهٔ او گر نگه کند گل سوری
ز شرم سرخ برآید، ز خوی گلاب برندش
چه آب در دهن آید نبات را ز لب او؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.