گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۶

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز

بنفشه از سمنت سربدر نکرده هنوز

به گرد ماه عذارت نگشته هالهٔ زلف

خطت احاطه دور قمر نکرده هنوز

چه جای خط که نسیمی از آن خجسته بهار

به گلستان جمالت گذر نکرده هنوز

گرفته‌ای همهٔ عالم به حسن عالم گیر

اگرچه لشگر خط تو سر نکرده هنوز

غم نمی‌خوری و میبری گمان که فلک

مرا ز مهر تو بی‌خواب و خور نکرده هنوز

چو شمع گرم ملاقات مردمی و صبا

ز آه سرد منت باخبر نکرده هنوز

نصیحتت که به صد گونه کرده‌ام پیداست

که در دلت یکی از صد اثر نکرده هنوز

ولی با این همه مجنون دل رمیدهٔ تو

خیال طرفه غزال دگر نکرده هنوز

ز چشم اگرچه فکندی فتاده خود را

ز الفتات تو قطع نظر نکرده هنوز

عجب که این غزل امشب به سمع یار رسد

که هست تازه و مطرب ز بر نکرده هنوز

ز محتشم مکن ای گل تو نیز قطع نظر

که جای غیر تو در چشم تر نکرده هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام