گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۸

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آینهٔ جان به جز آن روی نیست

سلسلهٔ دل به جز آن موی نیست

رخ اگر اینست که آن ماه راست

روی دگر ماه و شان روی نیست

قد اگر این است که آن سرور است

سرو سهی را قد دلجوی نیست

نگهت اگر نگهت گیسوی اوست

یک سر مو غالیه را بوی نیست

گر سخن اینست که او می‌کند

در همهٔ عالم دو سخنگوی نیست

خوی بد از فتنه‌گریهای اوست

یار به از دلبر بدخوی نیست

محتشم از جان چو سگ کوی اوست

آه چرا بر سر آن کوی نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام