از تو بریدن صنما روی نیست
زانکه چو رویت به جهان روی نیست
تا تو ز کوی تو برون رفتهای
کوی تو گویی که همان کوی نیست
گرچه غمت کرد چو مویی مرا
فارغم از عشق تو یک موی نیست
روی ترا ماه نگویم از آنک
ماه چو آن عارض دلجوی نیست
زلف ترا مشک نخوانم از آنک
مشک بدان رنگ و بدان بوی نیست
چون لب تو بادهٔ خوش رنگ نه
چون رخ تو لالهٔ خود روی نیست
زلف تو چوگان و دلم گوی اوست
کیست که چوگان ترا گوی نیست
طعنهٔ بدگوی نباشد زیانش
هرکه ورا دلبر بدخوی نیست
انوری از خوی بد تست خوار
از سخن دشمن بدگوی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره عشق و زیبایی معشوقهای است که شاعر به تحسین او میپردازد. او میگوید که هیچ چیز در دنیا به زیبایی و جذابیت معشوقش نمیرسد. حتی وقتی معشوق از کوی خود خارج میشود، باز هم زیبایی او در آنجا حس میشود. عشق و غم معشوق به قدری عمیق است که شاعر نمیتواند از آن فارغ شود. در نهایت، شاعر به تصمیم ناپسند دشمنان و بدگویان اشاره میکند و نشان میدهد که چنین طعنههایی برای او مهم نیستند. در واقع، معشوق او همچنان بینظیر و خاص است.
هوش مصنوعی: قطع ارتباط با تو ای محبوب، کار آسانی نیست چرا که در دنیا همچون چهره تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که تو از محل خودت خارج شدهای، انگار که آنجا دیگر همان مکان قبلی نیست.
هوش مصنوعی: هرچند که غم تو مرا به شدت آزار میدهد، اما هیچ بخشی از وجودم را هم نمیتوانم در عشق تو رها کنم.
هوش مصنوعی: چهره تو را مانند ماه نمیدانم، زیرا که هیچ ماهی همچون تو نیست که دل را شاد کند.
هوش مصنوعی: موهای تو را مشک نمینامم، زیرا هیچ عطر و رنگی مانند آن ندارند.
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند شرابی خوشرنگ هستند، در حالی که چهرهات مانند لالهای زیبا نیست.
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند چوبی است که بر دلم تسلط دارد، و دل من مانند گوی بازی است. چه کسی در این بازی میتواند باشد که تحت تأثیر زلفهای تو قرار نگیرد؟
هوش مصنوعی: بدگویی و حرفهای ناپسند هیچ زیانی به کسی نمیزند، مگر آنکه شخص مورد نظر خود را فراموش کرده باشد و دلش به کسی خوش نباشد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی دارای خوی بد باشد، تحت تأثیر سخنان منفی دیگران قرار میگیرد. در واقع، رفتار ناپسند انسان میتواند او را از خود واقعیاش دور کند و باعث شود که به حرفهای منفی دیگران اهمیت بدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به ز خرابی چو دگر کوی نیست
جز بخرابی شدنم روی نیست
آینهٔ جان به جز آن روی نیست
سلسلهٔ دل به جز آن موی نیست
رخ اگر اینست که آن ماه راست
روی دگر ماه وشان روی نیست
قد اگر این است که آن سرور است
[...]
گرچه فلک شکل و ملک خوی نیست
کینه کش و کج رو و بیروی نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.