خوبان جهان از چو جهان مهر وفا نیست
این سلسله را پیشه به جز جور و جفا نیست
آغاز فنا بود، جهان را و چو آغاز
انجام مر این غمکده را غیر فنا نیست
از زهد فروشان بگریزند که دیدیم
این سلسله را دوستی و مهر و وفا نیست
تا خرقه ی صوفی به می صاف نشویند
بی شبه ی آلایش تزویر و ریا نیست
از خاک در میکده با همت رندان
آن فیض توان یافت که در آب بقا نیست
آشفته اگر گویم، معذور بدارید
سودایی عشقم، دل شوریده به جا نیست
در شهر یکی نیست که از دست غم تو
مانند منش پیرهن صبر قبا نیست
لعل لب میگون تو پیمود به عشاق
زآن راح روان بخش که در میکده ها نیست
نتوان رخ زیبای تو را شمس و قمر خواند
این همه خوبی و صفا نیست
ای بنده خمش باش که در کار خدایی
جای سخن و دم زدن از چون و چرا نیست
کردیم بسی تجربه با پنجه ی تقدیر
تدبیر به جز شیوه ی تسلیم و رضا نیست
گر شهد به اعدا دهد و زهر به احباب
باشد ز ره حکمت و از روی خطا نیست
سرمایه ی عیش ابد و دولت جاوید
ای خواجه به جز نیکی با خلق خدا نیست
در مردمی و جود یکی در همه آفاق
چون زاده سلطان رسل خواجه ی ما نیست
مولی العماء «صادق» کان در نظر او
ملک دو جهان را چو کنی خاک بها نیست
غیر از علی و آل «محیط» به ره حق
کس بعد نبی راهبر و راهنما نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناگاری و ناامیدی از وفاداری و محبت در جهان میپردازد. شاعر اشاره میکند که در این دنیا علاوه بر جفا و ظلم، چیزی جز فناء وجود ندارد و از انسانها بیزار است که به زهد و ریا دچار شدهاند. وی عشق را نشان میدهد که حتی در میکدهها نیز جستجو میشود و از زیبایی معشوق میگوید که قابل مقایسه با خورشید و ماه نیست. در نهایت، شاعر به تسلیم و رضا در برابر تقدیر الهی اشاره میکند و میگوید که خیر و نیکی نسبت به دیگران تنها راه درست زندگی است. او مخصوصاً به مقام علی و اهل بیت ایشان به عنوان راهنما به حقیقت تأکید میکند.
هوش مصنوعی: در این دنیا افراد نیکو و خوب وجود ندارند و محبت و وفا در میانشان دیده نمیشود. این ارتباطات و رفتارها تنها پر از ظلم و بیرحمی است.
هوش مصنوعی: جهان از همان ابتدا به سمت زوال و نابودی رفت و در نهایت، هیچ چیزی جز فنا برای این مکان غمانگیز وجود ندارد.
هوش مصنوعی: از افرادی که فقط ظاهر خود را تزکیه کردهاند و به زهد میپردازند، دوری کنید، زیرا مشاهده کردهایم که در این مسیر، دوستی و محبت و پایبندی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که جامهی صوفی را با شراب خالص نشویند، بدون تردید آغشته به نیرنگ و فریب نخواهد بود.
هوش مصنوعی: از خاک میکده و با تلاش کسانی که اهل دل هستند، میتوان به نعمتی دست یافت که در آب زندگی ابدی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر دلم آشفت و در این حالت سخن گفتم، مرا ببخشید. عشق من باعث این حال پریشانی شده و جدا از آن، دلی که در شوق عشق میتپد، نمیتواند آرام باشد.
هوش مصنوعی: در این شهر هیچکس نیست که به اندازه من برای غم تو لباس صبر و شکیبایی داشته باشد.
هوش مصنوعی: لبان زیبا و دلربای تو مینوشد، به عاشقان نشان میدهد که آن شراب شیرین و شفا بخش، در میکدهها پیدا نمیشود.
هوش مصنوعی: رخسار زیبا و دلربایی تو را نمیتوان به ماه و خورشید تشبیه کرد، چرا که زیبایی و صفای تو فراتر از اینهاست.
هوش مصنوعی: ای انسان، در برابر اراده و کارهای خداوند تسلیم باش و بدان که در این امور جایی برای بحث و سوال کردن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما بسیاری از تجارب را با سرنوشت خود گذراندیم، و به جز روش تسلیم و رضا هیچ گزینه دیگری نداریم.
هوش مصنوعی: اگر شکر را به دشمنان بدهند و زهر را به دوستان، این کار از روی حکمت و عمد نیست، بلکه از روی اشتباه و خطاست.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، تنها چیزی که میتواند به شادی دائمی و خوشبختی همیشگیات منجر شود، انجام نیکی و داشتن رفتار خوب با مردم است.
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در بخشندگی و بزرگی مشابهاند، اما کسی مانند خواجه ما که فرزند نبی است، در همه جهان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: مولیالعماء «صادق» به نظر او، سلطنت دو جهان ارزشی ندارد و همچون خاک بیارزش است.
هوش مصنوعی: جز علی و خاندان او، هیچکس در راه حق بعد از پیامبر، راهنما و هدایتکنندهای نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن را که ز عشق تو بلا نیست بلا نیست
آن را که ز هجر تو فنا نیست فنا نیست
سه بوسه همی خواهم منعم مکن ای دوست
تو صوفیی و منع به نزد تو روا نیست
از مرگ حذر کردن دو وقت روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه این سبز فلک خود همه قرصی است
و آن هم ز پی گرسنه چشمان چو ما نیست
آسایش و سیمرغ دو نام است که معنیش
[...]
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه مینای فلک خود همه قرص است
و آن هم زپی گرسنه چشمان چوما نیست
پنهای فلک حبر ندارد که به تحقیق
[...]
موجود حقیقی بجز از ذات خدا نیست
مائیم صفات و صفت از ذات جدانیست
هر جا که تو انگشت نهی آیت حق است
زان نیست معین که کجا هست و کجا نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.