به ماند بر سریر کامرانی
شهنشاه مظفر جاودانی
خدیو دادگستر ناصرالدین
شرف افزای دیهیم کیانی
جهانداری که زد بر خوان احسان
جهانی را صلای میهمانی
به نام وی به فیروزی و اقبال
برآمد سکه ی صاحب قرانی
زآغاز جهانبانی قاجار
چو یک صد سال شد با کامرانی
به فرخ روزگارش تازه گردید
جهان پیر را عهد جوانی
اساس ظلم و کین را داد بر باد
بنای معدلت را گشت بانی
کف بخشنده اش ابر است گر ابر
نماید جاودان گوهر فشانی
همایون رأی شه را خواندمی مهر
نبودی گر فروغ مهر فانی
پی کسب شرف بر آستانش
کند بهرام هرشب پاسبانی
چنین شاهنشه عالی همم را
نشاید خواند ذوالقرنین ثانی
سکندر گر بدی در روزگارش
ز وی آموختی کشور ستانی
بود در فیض بخشی خاک راهش
بسی خوشتر زآب زندگانی
ملک ظلّ خداوند است و وصفش
بود بیرون زحدّ نکته دانی
توانی گر سپس ذات بی چون
ثنای داور دوران توانی
جهان تا پایدی پیوسته بادا
به کام شاه، دور آسمانی
نهال دولت فرخنده ی وی
نگردد رنجه از باد خزانی
قرون بی شُمَر بر تخت شاهی
به پاید با نشاط و شادمانی
به جو تاریخ قرن ناصری را
«محیطا» بیت مقطع را چو خوانی
به نام شاه عادل آمده نیک
همایون سکه ی صاحب قرانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در ستایش ناصرالدین شاه قاجار است که او را به عنوان شاهی موفق و بزرگ توصیف میکند. شاعر به صفات نیک وی، از جمله بخشندگی و عدالت، اشاره دارد و او را با لقبهای مختلفی چون "شهنشاه مظفر" و "خدیو دادگستر" معرفی میکند. همچنین به پیرامون او، زمانی از جوانی و رونق، و تاثیرات مثبت ریاست او بر کشور اشاره میکند. شاعر تأکید میکند که دوران او، علاوه بر اینکه پر از برکت و شادی است، نمادین از پایداری و شکوه در تاریخ ایران خواهد بود. در نهایت، شعر از امید به ادامه این شکوه و عدالت در زمان شاه سخن میگوید.
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن حالتی است که فردی به مقام و خوشبختی رسیده و در اوج قدرت و موفقیت به سر میبرد. او به مانند شاهی است که بر تختی نشسته است و این مقام و خوشبختی برای او ماندگار و جاودانه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: فرمانروای دادگستر و بزرگوار ناصرالدین، که به مقام پادشاهی کیانی افتخار میبخشد.
هوش مصنوعی: حاکمی که بر سر سفرهی نعمت و بخشش نشسته، به همهی مردم جهان دعوت میدهد تا به مهمانی او بیایند.
هوش مصنوعی: به نام خداوند و به واسطهی خوشیمنی و موفقیت، سکهای از صاحب قرانی به گردش درآمد.
هوش مصنوعی: از آغاز سلطنت قاجار، که صد سال طول کشید، با موفقیت و خوشبختی همراه بوده است.
هوش مصنوعی: در روز خوشبختی او، دنیا دوباره جوان و شاداب شد و دوران پیری را تازه کرد.
هوش مصنوعی: بنیاد ظلم و دشمنی را از بین برد و پایهگذار عدالت شد.
هوش مصنوعی: باران رحمت و نعمت را از آسمان نازل میکند و اگر آن ابر به طور مداوم درخشانی و فیض را پخش کند، همچون جواهرات ارزشمندی خواهد بود که به زمین میریزد.
هوش مصنوعی: اگر مهر و محبت نباشد، من چطور میتوانم رأی و نظر شاه را که بسیار بزرگ و محترم است، بپذیرم؟ روشنایی عشق و محبت، همواره پایدار نیست.
هوش مصنوعی: بهرام هر شب برای جستجوی شرف، در برابر درگاه او نگهبانی میکند.
هوش مصنوعی: نباید کسی را که اینچنین بزرگ و عالی است، به عنوان ثانی ذوالقرنین نامید.
هوش مصنوعی: اگر سکندر در دوران خود کارهای نادرستی انجام داد، تو میتوانی از آن اشتباهات درس بیاموزی و در کشورگشایی محتاطتر باشی.
هوش مصنوعی: خاکِ راه او در پُرباری و خوشی، از آب زندگی هم بهتر است.
هوش مصنوعی: پادشاهی تجلی و سایهای از خداوند است و ویژگیهای او فراتر از توانایی درک انسانهاست.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی، سپس با ستایش بینظیر حق، بر تواناهای زمان خود تسلط پیدا کنی.
هوش مصنوعی: همواره دنیا تا زمانی که پابرجاست باید به کام و خوشحالی شاه باشد، در حالی که آسمان دور همواره وجود دارد.
هوش مصنوعی: نهال خوشبختی او تحت تأثیر سرما و بادهای بد نمیگیرد و همیشه شکوفا خواهد ماند.
هوش مصنوعی: مدتهای طولانی و بیپایان بر تخت سلطنت با شادی و خوشحالی بمانید.
هوش مصنوعی: در تاریخ قرن ناصری، وقتی به «محیطا» میرسیم، میبینیم که بیت پایانی را با دقت و توجه خاصی خوانده است.
هوش مصنوعی: به نام پادشاه عادل، سکهای با نشان نیک و خوش شانسی به بازار آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
ولیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
به جام اندر تو پنداری روان است
و لیکن گر روان دانی روانی
به ماهی ماند ، آبستن به مریخ
بزاید ، چون فراز لب رسانی
شکفته شد گل از باد خزانی
تو در باد خزانی بی زیانی
همه شمشاد و نرگس گشتی ای دل
چه چیزی مردمی یا بوستانی
ز بوی موی پیچان سنبلی تو
[...]
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
و لیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
مرا تا باشد این درد نهانی
تو را جویم که درمانم تو دانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.