با خوی تو لاف آشنائی چه زنم
با صاعقه قرعه گیائی چه زنم
بر کنگره عشق تو عنقا مگس است
من جغد بلا دم از همائی چه زنم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
با خوی تو لاف آشنائی چه زنم
با صاعقه قرعه گیائی چه زنم
بر کنگره عشق تو عنقا مگس است
من جغد بلا دم از همائی چه زنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به بیان احساس ناتوانی و ناامیدی خود در برابر عشق اشاره میکند. او به تضاد میان خود و محبوبش میپردازد و میگوید که با هویت و شرایط خود نمیتواند به عشق بزرگ و عالی او دست یابد. همچنین، او به تفاوت میان خود و دیگر موجودات اشاره میکند و تأکید میکند که وجود او در برابر عظمت عشق بیاهمیت است. در نهایت، این شعر به حسرت و غم ناشی از فاصلهای که میان او و معشوقش وجود دارد، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من چه بگویم از آشنایی با تو در حالی که ذات تو مانند صاعقهای است که قدرتی نابودکننده دارد.
هوش مصنوعی: بر قلهٔ عشق تو، پرندهای نادر وجود دارد و در این میان، تنها حشرهای کوچک به چشم میخورد. من مانند جغدی هستم که در سایهٔ ناگواریها زندگی میکند و نمیدانم چه نغمهای برومند کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.