چون هجوم آرد محبت، شاد نتوان زیستن
در کمند آرزو آزاد نتوان زیستن
عهد یاری با رقیبان بستی و زین اضطراب
گرچه عهد توست بیبنیاد، نتوان زیستن
نیم بسمل سازدم چون ذوق شکرّخند او
زهر چشمش گر نباشد یاد، نتوان زیستن
دوستان گویند اهل عشق را غم دشمن است
ایخوش آن دشمن که بیاو شاد نتوان زیستن
زخمکاری، بخت نافرمان، شکاری نیم جان
با وجود رحمت صیاد نتوان زیستن
یار، میلی میشود بیدادآموز رقیب
فکر مردن کن کزین بیداد نتوان زیستن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از سختیهای عشق و وابستگی به محبوب میگوید. او بیان میکند که با هجوم عشق نمیتواند به حالتی شاد زندگی کند و در کمند آرزوها احساس آزادی ندارد. همچنین به عهدی که با رقیبان بسته شده، اشاره میکند و این قرارداد را بیاساس میداند. شاعر نگران زهر چشم محبوب است و معتقد است که یاد او ضروری است تا بتواند زندگی کند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که برخی دوستانش میگویند عشق فقط درد و غم میآورد، اما او برعکس، وجود آن دشمن را مقدس میداند و بدون آن شاد نمیتواند زندگی کند. در نهایت، شاعر از کشمکشهای عشق و غم ناشی از بیداد رقبایش سخن میگوید و برای فرار از این اوضاع، به فکر مرگ میافتد.
هوش مصنوعی: وقتی عشق به زندگی حملهکند، نمیتوان شاد و خوشحال زندگی کرد و در دام آرزوها آزادانه زندگی کرد.
هوش مصنوعی: تو با رقبایت پیمان دوستی بستهای و به رغم اینکه این پیمان بیپایه و اساس است، نمیتوانی در این وضعیت پر از اضطراب زندگی کنی.
هوش مصنوعی: هوا و حال من به خاطر لبخند شیرین او به شدت نزول کرده است و اگر یاد زهر چشمانش در یادم نباشد، زندگی برایم غیرممکن است.
هوش مصنوعی: دوستان میگویند که عشقورزان دغدغهی دشمن دارند، اما چه خوش است که این دشمن را داشته باشیم، زیرا بدون او نمیتوان شاد زندگی کرد.
هوش مصنوعی: زخم عمیق و بدی وجود دارد، شانس و بخت به نفع نیست و شکار نیمهجان نمیتواند با وجود محبت صیاد ادامه زندگی دهد.
هوش مصنوعی: عزیزم، تو حریف بدی برای من شدهای. بهتر است به فکر مرگ باشی، زیرا در این شرایط ناعادلانه نمیتوان به زندگی ادامه داد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در ره عشق از بلا آزاد نتوان زیستن
تا غمش در سینه باشد، شاد نتوان زیستن
دشمنی چون عشق در بنیاد دل افشرده پای
بر امید صبر بی بنیاد نتوان زیستن
قوت جان من تویی، چند از صبا بویی و بس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.