لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ میبارد
ندانم در چه فکری، خون ازین نیرنگ میبارد
من دیوانه با یادش چنان حیرانیی دارم
که آگه نیستم هرچند بر من سنگ میبارد
خیال آن لب و رخسارهام در دیده میگردد
که گه باران اشکم شور و گه گلرنگ میبارد
شود تا بسته را شکوه بی طاقتان، او را
ز مژگان زهر میریزد، ز ابرو جنگ میبارد
به صحرای بلا میلی من آن ابر رسوایی
که بر اهل وفا لاف عشقم ننگ میبارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساساتی عمیق و متناقض درباره عشق و جنگ درون میپردازد. لبخند و نگاه معشوق، نشانهای از نیرنگی است که موجب درد و خونریزی در دل عاشق شده است. عاشق از حیرانی خود در یاد معشوق سخن میگوید و از اشکریزی و دردش در برابر زیبایی او به تصویر میکشد. او همچنین به عواطف تلخ و حسرتی که در مواجهه با بیوفایی تجربه میکند، اشاره میکند و خود را به عنوان یک ابر رسوایی میبیند که احساساتش را بر اهل وفا میبارد.
هوش مصنوعی: لبخند تو حاوی شادی است، ولی نگاهت نشاندهندهی خصومت و درگیری است. نمیدانم در چه اندیشهای هستی، اما این نیرنگ و فریب تو باعث میشود که قلبم پر از درد و رنج شود.
هوش مصنوعی: من به خاطر یاد او به شدت حیران و مجنون هستم و حتی متوجه نیستم که هر چقدر هم بر من مشکلات و سختیها ریخته شود.
هوش مصنوعی: تصویر آن لب و چهرهام در ذهنم دائم در حال گردش است. گاهی اوقات اشکهای شوقم مانند باران میریزد و گاهی هم گلی رنگین بر قلبم میبارد.
هوش مصنوعی: وقتی که محبت و شکوهمند وجود او، کمطاقتها را تحت تاثیر قرار میدهد، او با چشمانش زهر محبت را میریزد و از ابروانش جنگ و درگیری به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: من به دشواریها علاقهای ندارم، حتی آن ابر رسوایی که ننگ عشقم را بر سر وفاداران میبارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.