باد و گیسوی سیاه عنبری
آمدی در صورت پیغمبری
شرح اسماء و صفات خویش را
خواندهای بر جمله از جان آفری
بر همه اسرار غیب الغیب را
کردهٔ روشن چو ماه و مشتری
قبله موجود و واجب آمدی
میکنی جان را به جانان رهبری
انبیا و اولیا در راه دین
حلقه در گوش تواند از چاکری
گر نبودی تو نبودی عرش و فرش
نه ملک بودی نه آدم نه پری
کوهیا نعت نبی گفتی به نظم
ختم شد بر تو کمال شاعری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و عظمت پیامبر اسلام و نقش او در هدایت انسانهاست. شاعر از صفات و ویژگیهای بارز پیامبر سخن میگوید و او را به عنوان مرجع و قطب وجود معرفی میکند. او تصریح میکند که بدون پیامبر، هیچ چیزی وجود نداشت؛ نه آسمان و زمین، نه مخلوقات. همچنین شاعر با اشاره به شاعران دیگر، مقام والای پیامبر را در پایان شعر به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: باد و گیسوی سیاه و خوشبو تو مانند نشانهای از پیامبری زیبا و بزرگ به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: تو نامها و ویژگیهای خود را بر تمام جانهای آفریدهات خواندهای.
هوش مصنوعی: این جمله به این مفهوم است که بر تمام رازها و اسرار پنهان، روشنایی و روشنی بخشیده شده است، مانند روشنایی ماه و سیاره مشتری که نورافشانی میکنند. به عبارت دیگر، کلیه حقایق و نکات پنهان به وضوح و روشنی قابل دسترسی هستند.
هوش مصنوعی: تو به راهنمایی و هدایت قلب و جان خود میپردازی، در حالی که به سمت حقیقت و وجود مطلق حرکت میکنی.
هوش مصنوعی: پیام این بیت اشاره به این دارد که پیامبران و اولیا، خود را در خدمت دین قرار دادهاند و به نوعی نشاندهنده تواضع و فروتنی آنها در برابر اصول دین و هدایت انسانها هستند. آنها به عنوان راهنما و خدمتگزاران واقعی در مسیر دین عمل میکنند و از هر نوع خودبینی و خودخواهی دورند.
هوش مصنوعی: اگر تو نبودی، نه آسمان و زمین وجود داشتند، نه فرشتهای بود و نه آدمی، نه پریای.
هوش مصنوعی: این گفته به این معناست که وقتی تو درباره فضایل و شخصیت پیامبر به نثر زیبا و منظوم سخن گفتی، کار تو به اوج و کمال شاعری رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.