از قدم تا فرق زیبا آمدی
از برای چشم بینا آمدی
کردی از ظاهر بباطن التفات
از دل اندر دیده ما آمدی
آمدی بالذات بر اشیا محیط
بس عجب بر برج دریا آمدی
بودی اندر گوشها سامع بخود
در زبانها جمله گویا آمدی
دوش همچون ماه دیدم نیم شب
با سر زلف مطرا آمدی
روز دیگر مست و جام می بکف
با رباب و چنگ و غوغا آمدی
با لب یاقوت و زلف عنبری
از برای قوت جانها آمدی
تا به بینی حسن روز افزای را
با دو چشم مست شهلا آمدی
نی ازل باشد تو را و نی ابد
نه ز پستی نه ز بالا آمدی
چون سقیهم ربهم گفتی بلطف
ساقی روحی و سقا آمدی
مست رفتی از بر ما بیخبر
قاضی و مفتی و دانا آمدی
دیدم اندر دیروزی ناگهان
وه که با زلف چلیپا آمدی
غیر خود را از میان برداشتی
زین جهت دانم که تنها آمدی
یاد دارم آیت خلق جدید
گاه پیر و گاه برنا آمدی
بر سر قاف قناعت منقطع
کوهیا مانند عنقا آمدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک وجود خاص میپردازد که از هر لحاظ، چه ظاهری و چه باطنی، عاشقانه و جذاب است. او به ویژگیهای این وجود اشاره میکند، از جمله اینکه این موجود تا عمق دلها نفوذ کرده و در گوشها و زبانها طنینانداز است. شاعر صحنههای مختلفی را توصیف میکند، از دیدن او همچون ماه در شب گرفته تا مستی و شادمانی ناشی از وجود او. او به جذابیتهای ظاهری مانند لب یاقوت و زلف عنبری اشاره میکند و میگوید که این موجود، مستقل از زمان و مکان، آمده است. در نهایت، با اشاره به اینکه این وجود غیر از خود را کنار زده و تنها آمده، به نوعی به وحدت و بینیازی او نیز اشاره میکند. به طور کلی، شعر به زیبایی و شگفتیهای این موجود و تاثیر عمیقش بر جهان اشاره دارد.
هوش مصنوعی: تو با زیباییات از سر تا پا به دنیای من آمدی، مخصوصاً برای اینکه نظر کسانی مانند من را جلب کنی.
هوش مصنوعی: تو از ظاهر به باطن توجه کردی و از دل ما به چشمان ما نگریستی.
هوش مصنوعی: تو به عالم وجود و اشیاء نفوذ کردی و این بسیار شگفتانگیز است که به قدرت و عظمت خود، بر فراز دریا آمدهای.
هوش مصنوعی: تو در گوشها شنوندهای و در زبانها گفتگویی واضح و روشن داری.
هوش مصنوعی: دیشب در نیمه شب، مانند ماه، تو را دیدم که با موهای آشفتهات به سراغ من آمدی.
هوش مصنوعی: روز دیگری با حالتی سرمست و لیوانی پر از شراب به همراه سازهای رباب و چنگ و هیاهو وارد شدی.
هوش مصنوعی: با لبانی چون یاقوت و مویی معطر مانند عنبر، آمدهای تا جانها را قوت بخشی.
هوش مصنوعی: وقتی که با چشمان زیبای خود، زیبایی روزافزون او را دیدی.
هوش مصنوعی: نه این که تو از ابتدا وجود داشتهای و نه این که جاودانه هستی، نه از پایین آمدهای و نه از بالا.
هوش مصنوعی: وقتی خداوند به آنها فرمان داد، مانند این بود که با محبت و رحمت به آنها نوشیدنی لذتبخش هدیه آمدهاست.
هوش مصنوعی: تو بیخبر از ما به سمت میروی و قاضی، مفتی و افراد دانا به سراغ تو آمدهاند.
هوش مصنوعی: ناگهان در خاطرات گذشته دیدم که تو با زلفهای بلندت آمدی.
هوش مصنوعی: تو همه چیزهای دیگر را کنار گذاشتی، به همین دلیل میدانم که تنها به اینجا آمدی.
هوش مصنوعی: به یاد دارم که نشانههای وجود انسانهای جدید گاهی در قامت افراد پیر و گاهی در صورتی جوان نمایان میشود.
هوش مصنوعی: در جایی دور و صعبالعبور، همچون پرندهای افسانهای، تو به قناعت و رضایت رسیدی و از آنجا که در آن کوهها پیدا نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بستهٔ مردار دنیا آمدی
لاجرم مهجور معنی آمدی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.