دلبرا جانب ارباب وفا بگشا چشم
که مرا از رخ زیبای تو شد بینا چشم
تا بر آریم ز وصل تو در از بحر وجود
دارد از گریه پنهان دل و هم دریا چشم
تا به بیند نظر پاک بصد دیده تو را
در تماشای تو گشتیم ز سر تا پا چشم
نظری کن که همه بر مه رویت دارند
آدم از پستی خاک و ملک از بالا چشم
یار چون مردمک دیده دل شد کوهی
باز کردند بدیدار خدا جانها چشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند و او را از زیبایی خود بینا سازد. او بیان میکند که در تلاش است تا از وصل معشوق، معانی عمیقتری را درک کند و دلش از شدت عشق میتپد. شاعر همچنین میگوید که با تمام وجودش به تماشای معشوق پرداخته و همه نگاهها به او دوخته شده است. در نهایت، اشاره میکند که عشق واقعی میتواند جانها را متحول کند و انسانها را به مرتبهای بالا برساند.
هوش مصنوعی: عزیزم، به محبت و وفای اربابان دل باز کن و خوب نگاه کن؛ چراکه من از دیدن چهره زیبا و دلنشین تو، بینا شدهام.
هوش مصنوعی: برای اینکه از عشق تو به اوج برسیم، دل ما پر از گریه و اشک است و چشمان ما مانند دریا از این احساسات پر شده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشم پاکت را دید، صد چشم به تماشای تو دوختیم و از سر تا پا به تو خیره شدیم.
هوش مصنوعی: به همه نگاه کن که چقدر به زیبایی چهرهات توجه دارند. انسانها از خاک پایین هستند و مقام و مرتبهی ملک بالاتر از آنهاست.
هوش مصنوعی: دوست به اندازه مردمک چشم عزیز و گرانبها شده است. کوه را کنار زنند تا به دیدار خدا برسند و جانها آمادهی دیدار شوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حرف اسرار ازل بر دل خود خوانا چشم
که خموش است مرا هر دو لب گویا چشم
از همه خلق جهان بر در دیری دیدیم
داشت بر عاشق خود او پسر ترسا چشم
شب معراج خداوند محمد راگفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.