گنجور

بخش ۲۲ - جوی کندن فرهاد به دستور شیرین در کوه بیستون

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین
 

برون آمد چو صبح عالم افروز

بسان جوی شیر از چشمهٔ روز

به کوه انداختن فرزانه فرهاد

به کوه سنگ شد چون کوه پولاد

دل خارا به نیروئی همی کند

که در هر ضربتی جوئی همی کند

چو بر کارش فتادی چشم یارش

یکی را ده شدی نیروی کارش

به نظاره شدی گه گه پریروی

نشستی یک زمانی بر لب جوی

چو دیدی دستگاه کوه کن را

گزیدی پشت دست خویشتن را

امیدش را به وعده بند کردی

بدان وعده دلش خرسند کردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام